خرید بک لینک

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد بهرام عظيم پور نيار، ديده بجهان گشود. تحصيلاتش را تا سوم راهنمائي ادامه داد. دوران انقلاب همراه امت بپا خاسته مردم اردبيل شرکت فعالانه اي داشت.با شروع کار جنگ تحميلي به جبهه هاي حق عليه باطل رفت و در عمليات بستان شرکت ولي فيض شهادت نصيبش نشد و سرانجام با شرکت در عمليات بيت المقدس در جبهه شلمچه، خون خود را خالصانه نثار اسلام نموده و به لقاء الله پيوست.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
چه بهتر كه انسان در راه اسلام ،مرگ شرافتمندانه را انتخاب كند.ما براي مكتب قرآن در بستر خو ن غلتيديم .انقلاب اسلامي ما در گلستان شهادت استوار وبا خون آبياري گشت تا شكوفه هاي سرخ جمهوري اسلامي ببار آورد شهادت افتخار من است مي خواهم در راه اسلام وقرآن به اين آرزوي خود برسم.

شهدای سال 61استان اردبیل

قسمتي از وصيت نامه شهيد
ديگر توان صبر ندارم مي روم تا خاک عزيز کشورم را آزاد سازم مادرم شب شهادت من شب عروسي من است افتخار کنيد که خداوند چنين فرزندي داد تا در راه اسلام به شهادت رسد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد ارسلان نعمتي، در باروق چشم بجهان گشود .هميشه در زندگي آگاه وشكيبا بود وهمواره ديگران را دعوت به انقلاب وقرائت قرآن مي كرد.زمان انقلاب در تظاهرات وراهپيمائيها شركت مي جست وبر ضد رژيم شاه بمبارزه مي پرداخت.شهيد به جبهه وجنگ علاقه داشت وحتي زمانيكه مجروح شده بود از پا ننشست و عازم جبهه نبرد حق عليه باطل گرديد.تا بالاخره به ضيافت ا... رسيد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
مهدي، سال1338 در اردبيل ديده به جهان گشود.تحصيلات خود را تاحد ديپلم ادامه داد وبعد از پايان تحصيلات به خدمت سربازي رفت با بعثيون كافر به مبارزه پرداخت.بعد از پايان خدمت سربازي، دوباره از طريق بسيج، رهسپار جبهه هاي حق عليه باطل گرديد ودر عمليات بيت المقدس،به تاريخ 26/2/1361 در مناطق شلمچه به شهادت رسيد وپيكر پاكش بي مزار ماند.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد احد حسيني خادمي،سال 1341 در اردبيل ديده به جهان هستي گشود .وي محصل بود ودر رژيم شاه خائن در تمام راهپيمائيها وتظاهرات عليه رژيم شركت مي كرد.تا اينكه رژيم صهيونيستي عراق به ايران تجاوز كرد وچون وي مبارزه با متجاوز را يك واجب شرعي مي دانست به جبهه رفت ودر سومين بار در منطقه شلمچه تاريخ 26/2/1361 در عمليات بيت المقدس مفقودالاثر گشته است.

گوشه از زندگينامه شهيد
شهيد سهرابي،به سال 1339 در تهران،ديده به جهان گشود.همان اوان كودكي به فرايض ديني اهميت مي داد.زمان انقلاب در تمام تظاهرات وراهپيمائيها بطور مرتب شركت مي كرد پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي فعاليت خود را در بسيج ابتدا واز همان پايگاه عازم جبهه شد.وپس ازرشادتهاي زياد سرانجام در جبهه شلمچه به درجه رفيع شهادت نائل آمد وپيكر پاكش در آنجا به جا ماند.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد، سال 1345 در شهرستان اردبيل،در يك خانواده مذهبي،پا به عرصه گيتي نهاد.هنگامي انقلاب اسلامي اوج گرفت، همدوش مردم در تمامي تظاهرات عليه طاغوت شركت مي كرد وپس از پيروزي انقلاب در بسيج فعاليت خود را ادامه داد تا اينكه رهسپار جبهه هاي جنگ شد و سرانجام تاريخ 26/2/61 در جبهه حق عليه باطل، منطقه شلمچه،به درجه رفيع شهادت نائل گشت.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد، سال 1342 در اردبيل ديده به جهان گشود.پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي ايران فردي لايق و مؤمن به انقلاب بود. با توجه به اينکه روزها بمدرسه مي رفت، شبها را هم با نگهباني و تشکيل جلسه با برادران عضو انجمن و پايگاه محله مي گذراند و روز به روز اهالي محله را به پايگاه جذب مي کرد. از طريق بسيج رهسپار جبهه جنوب گرديد و تاريخ 26/2/61 در شلمچه به شهادت رسيد و پيکر پاکش در صحراي سوزان خوزستان بجاي ماند.

قسمتي از زندگي نامه شهيد
شهيد، سال 1342 چشم به جهان گشود و تا کلاس ششم متوسطه تحصيل نمود. آنگاه از طريق سپاه، عازم جبهه و در منطقه شلمچه بشهادت رسيد. او سپاه را تنها ارگاني مي دانست که مي توانست با وسيله قرار دادن آن، حجاب بين خويش و خداي خويش را پاره کرده و بضيافت الله مي رسد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد ناصر چهره برقي سال 1342 ديده بجهان گشود. دوران انقلاب همواره در مبارزات شرکت مي کرد. شهيد نسبت به امام علاقه زيادي داشت و تنها آرزويش پيروزي اسلام بود. وي تا آخر دبيرستان مشغول تحصيل بود و سپس داوطلبانه به جبهه هاي حق عليه باطل اعزام تا اينکه در تاريخ 26/2/61 در صحراي شلمجه مفقود الاثر گرديد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد محمد علي جوادزاده، سال 1340 در شهر اردبيل ديده بجهان گشود.تا کلاس هشتم تحصيلات خود را ادامه داد. دوران انقلاب مبارزه اي خستگي ناپذير داشته و هميشه با منافقان در ستيز بود.شهيد داوطلبانه بخدمت سربازي رفته و عازم جبهه مي شود و پس از نبردي طولاني سرانجام تاريخ 27/2/61 در نبرد با کفار و دشمنان اسلام به شرف شهادت نائل آمد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد،به سال 1337 در شهرستان اردبيل ديده به جهان گشود، بعد از اخذ مدرك ديپلم ، در گرماي سوزان دشت مغان وپارس آباد وگرمي، همراه با هيئت هفت نفره اراضي اردبيل ، ستيز با فئودالها وزمين خواران يعني آخرين ميراث امپريالسم جهانخوار را آغاز نموده وپس از شهادت پسر عمويش،به پيروزي از وصاياي او،عازم كربلاي خونين شهر شد وخون خود را جهت آبياري نخلستانهاي خشك خرمشهر هديه كرد وبه حد كمال رسيد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد ميكائيل رجبي ، به سال 1338 در خانواده اي مستضعف ديده به جهان گشود. وي در عيد فطر 57 به منزل شهيد آيت ا... مدني كه در مهاباد تبعيد بودند و منزل آيت ا... جنتي رفته واظهار كرده بود كه : تا آخرين قطره خون از اسلام دفاع خواهيم كرد . وي بعد از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ، بارها جهت سركوبي ضد انقلاب به كردستان اعزام شد، وبا آغاز جنگ تحميلي ، عازم جبهه جنوب گرديد.وسر انجام در پاسگاه حسينيه كوشك، به درجه رفيع شهادت نائل آمد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد جبرائيل كاظمي ،سال 1340 در شهر اردبيل ديده به جهان گشود. پس از ختم دوره دبيرستان واخذ ديپلم ،تاريخ 13/11/59 بخدمت سربازي احضار وپس از دو ماه آموزش دوره مقدماتي ،به جبهه هاي جنگ اعزام وسرانجام تاريخ 31/2/61 حين درگيري با مزدوران ومتجاوزان بعثي ، بدرجه رفيع شهادت نائل آمده است .

شمه اي از وصيت نامه شهيد
من با خداي خويش پيمان بسته ام كه در راه اهداف خود كه همان رسيدن به ا... است، شهيد شوم.

خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد،به سال 1341 در خانواده اي مستضعف ومتدين بدنيا آمد .او قبل از پيروزي انقلاب مقلد امام وعلاقه اي زياد به امام داشت ،ودر صف تظاهرات عليه رژيم منحط پهلوي شركت داشت.بعد از شكوفائي انقلاب به خدمت سربازي اعزام وبعد از از رشادتهاي فراوان به درجه رفيع شهادت كه تنها آرزويش بود نائل آمد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد در كلاس سوم راهنمائي درس مي خواند كه مبارزات خود را آغاز وتصميم به تشكيل بسيج در مدرسه نمود. در طول تحصيل ، سر پرستي بسيج دانش آموزان مدرسه پورسينا را بعهده داشت، در اين فاصله سه بار به جبهه رفت وبا عشق وشور فراوان به دفاع از آرمانهاي بزرگ اسلام وميهن عزيز اسلامي پرداخت. تا اينكه سرانجام در عمليات رمضان به درجه رفيع شهادت نائل گشت.

قسمتي از زندگينامه شهيد
او همپاي مردم ستم کشيده اردبيل در تظاهرات شرکت فعالانه داشت.پس از پيروزي انقلاب در انجمن اسلامي باروق فعاليت مي کرد و به ارشاد جوانان مي پرداخت.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
پدر ومادر عزيزم ، من از اين سنگر به شما درود مي فرستم كه مرا به راه خدا هدايت كرديد.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
پروردگارا اگر تا کنون نتوانسته ام بنده خوبي باشم هم اکنون از تو مي خواهم که بمن خوب بودن را ياد دهي و در راه خوب شدن ياري ام نمائي.
خدايا اگر گناهي کرده ام از روي ناداني و جهل بوده است مرا ببخش من اگر در راه خدا شهيد مي شوم کار بزرگي نيست.بلکه وظيفه اي کوچک براي خداي بزرگم انجام داده ام.

قسمتي از زندگينامه شهيد
پدرم تو نرو من ميروم تا كه تو پدر شهيد شوي.«از سخنان شهيد به پدرش».
شهيد سليمان مظفري،سال 1342 در روستاي لنج آباد از توابع مشكين شهر ،چشم به جهان هستي گشود.قبل از شروع کار انقلاب نيز فردي مومن وبا ايمان بود وزيرظلم نمي رفت.با شروع کار دوران انقلاب اسلامي وبا تشريف فرمائي امام امت،منجي نسل جوان ،هميشه با منافقين وطرفداران گروهكهاي شرق وغرب مباحثه مي كرد وبا آنها بمبارزه بر مي خواست .سال 59 به سپاه وارد وصادقانه درراه اسلام فعاليت مي كرد.وي با صحيفه سجاديه امام زين العابدين مانوس بود.شهيد سال 61 از طريق بسيج سپاه به جبهه حق عليه باطل اعزام وتاريخ 23/4/61 بدست عمال حزب كثيف دمكرات بدرجه رفيع شهادت نائل آمد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد هادي، روز پنجم مهر ماه سال 1340 در يک خانواده متوسط شهرستان اردبيل متولد شد.دوران کودکي را در محيطي مذهبي طي کرده و به تحصيل پرداخت تا سرانجام در رشته راه و ساختمان فارغ التحصيل گرديد. دوران انقلاب اسلامي در تظاهرات و راهپيمائيها شرکت فعالانه داشت. گوئي روح پرتلاطمش تنها با پيروزي انقلاب اسلامي آرام مي گرفت. به امام امت عشق عجيبي داشت و ولايت فقيه را اساس و مبناي اسلام مي دانست. شهيد با فرا رسيدن خدمت سربازيش، داوطلبانه خود را معرفي کرده بعد از آموزش نظامي عازم جبهه شده و پس از هجده ماه نبرد دليرانه سرانجام تاريخ 23/4/1361 در عمليات رمضان در شلمچه خرمشهر خون پاکش را نثار راه اسلام نمود.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
پدر و مادر عزيزم:
در موقع خواندن نماز تمام رزمندگان را دعا كنيد.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
سلام برتو اي مادر عزيزم که مرا در آغوش مقدست بزرگ نمودي و مرا با خط سرخ حسين(ع) آشنا ساختي و درود بر تو اي پدر بزرگوارم که موفق به آن شدي فرزندي در راه رضاي خداوند قرباني کني و درود بر برادران و خواهرانم که مرا در راه رسيدن به اهداف مقدس الهي ياري کردند، تنها آرزويم رضايت جامع شماست و مرا به رضاي خداوند ببخشيد

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد ابراهيم مرادپور،سال 1342 ديده به جهان هستي گشود.شهيد ابتدا در روستاي قره تپه، زندگي مي كرد وبعدا بروستاي گل مغان ، كوچ كردوسپس در اردبيل به كارگري پرداخت شهيد تاريخ خود فروختگان مزدور، بدرجه رفيع شهادت نائل آمده است.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد روح الله ساجدي، سال 1328 در روستاي کرمانشاهلو، ديده بجهان گشود. تحصيلاتش را تا ششم ابتدائي ادامه داد. بعد شغل جوشکاري را پيشه خود ساخت. شهيد در سالهاي انقلاب مبارزات خود را آغاز نمود. همواره با دوستان و خويشاوندان درباره انقلاب بحث مي کرد .يکي از علاقه مندان سرسخت امام بود. با باطل به جبهه ها شتافت و در شلمچه، تاريخ فوق بشهادت نائل آمد.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
حسين(ع) جان لبيك.اي تمامي شهداي اسلام لبيك .پروردگارا از ما راضي باش كه براي احياي دين مقدس تو ودفاع از خون حسينيت كه در راه مكتبت ريخته شد جانهايمان را هديه مي كنيم تا اسلام وقوانين حيات بخشش سراسر گيتي را در بر گيرد.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
بار خدايا، سپاس كه به من جان دادي تا فداي اسلام وقرآن كنم. خداوندا ترا شكر مي گزارم اين سعادت را به من دادي كه در راه تو شهيد بشوم.دهها هزار بار بدرگاهت شكر كه اين نعمت بزرگ را به بنده حقيرت ارزاني داشتي و مرا از زندگاني فاني بزندگاني جاويدان فرا خواندي.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد، سال 1340 در روستاي شيخ کلخوران، از توابع شهرستان اردبيل، در خانواده اي فقير و مستضعف چشم به جهان گشود. همان اوان در آتشي از عشق به معبود و وصال به مقصود مي سوخت و در تحقق آرمانهاي مقدسش، تلاش خستگي ناپذير و در راه تثبيت احکام الله و انقلاب اسلامي گام برمي داشت و سر انجام در راه اهداف مقدس الهي با شهپر شهادت به لقاء و وصال يار رسيد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد حيدر كريم زاده ، به تاريخ 1340 در ويرق،چشم به جهان گشود. شهيد اخلاق نيكويي داشت وبا همه با كمال مهرباني وحسن نيت رفتار مي كرد.براي بزرگتر از خود همواره احترام خاص قائل بود. شغل كشاورزي را پيشه كرد تا از اين راه خدمت شاياني به انقلاب كرده باشد ـ قبل از خدمت ، مدت سه ماه در بسيج مشغول وبعداً داوطلبانه عازم جبهه هاي نبرد حق عليه باطل گرديد ودر خدمت سربازيش به تاريخ 29/4/61 به لقاءا... پيوست.

شمه اي از وصيت نامه شهيد
قرائت قرآن را هر چه بيشتر رونق دهيد، و هر کاري مي کنيد براي رضاي خداوند متعال باشد.

قسمتي از وصيتنامه شهيد
به ريسمان الهي چنگ زنيد ومتفرق نشويد وگوش به سخنان بيهوده منافقان وكافران ندهيد وآگاه باشيد فقط با ياد خدا دلها آرام مي گيرد.اميدتان فقط به خداباشد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد بعلت از کار افتادگي پدرش، روزها به کارگري و شبها به تحصيل مي پرداخت وقتي هم که خسته از کار پر مشقت، به منزل برمي گشت در کارهاي خانه کمک مي کرد. شهيد با دلي پر از مهر و ايمان خدا، به پدرش که خود را شرمنده پسرش مي دانست، مي گفت: پدر جان خدا را شکر کن که رنجمان در برابر بار سنگين زندگي، باعث عزت و شرف ما در برابر خداوند مي شود.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد وزير نصرت پور،سال 1346 در روستاي طالب قشلاقي اردبيل متولد شد.چون از كودكي به فرايض اسلام عمل مي كردو بسيار مهربان بود.دوران انقلاب را در تلاش وپيكار گذراند وشروع کار جنگ تحميلي بعنوان بسيجي وارد شپاه شد وروانه جبهه هاي حق عليه باطل گرديد.قريب 3ماه در جنگ بود تا اينكه در حمله رمضان در جبهه شلمچه تاريخ 1/5/1361 شربت شهادت نوشيد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد،به سال 1341 در تهران در خانواده اي متدين ومذهبي بدنيا آمد.به علت فقر مالي بعد از اتمام كلاس چهارم ابتدائي به كارگري مشغول شد وبعد از پيروزي انقلاب اسلامي،روز هاي جمعه جهت تعمير ماشين هاي سپاه وبسيج با اين ارگانها همكاري صميمانه مي نمود با آغاز جنگ تحميلي در بسيج ثبت نام وعازم جبهه جنوب گرديد و سر انجام در عمليات رمضان ، جان بجان آفرين تسليم كرده وبه لقاء ا... رسيد.

گوشه اي از زندگينامه شهيد
شهيد كروي ،سال 1343 در شهرستان اردبيل پا به عرصه زندگي نهاد.زمان انقلاب اسلامي به همراه مردم در تمام تظاهرات وراهپيمائيها شركت فعالانه داشت.بعد از پيروزي انقلاب در بسيج وانجمن اسلامي وجهاد سازندگي به فعاليت پرداخت.پس از آغاز جنگ تحميلي ،رهسپار جبهه گرديد.در جبهه هميشه آرزوي رسيدن شب حمله را داشت تا بالاخره عمليات بيت المقدس ابتدا شد وبا خوشحالي در اين عمليات شركت كرد وعاقبت در شلمچه به شهادت رسيد و پيكر پاكش،آنجا به جا ماند.

قسمتي از وصيتنامه شهيد
اگر با كلاشينكوف، قلبم را سوراخ ويا با خمپاره مغزم را متلاشي كردندوقطعه قطعه گوشت بدنم را زير شني تانك له كردند ويا اسيرم كردند برايم گريه نكنيد واين را بدانيد كه من در جوار پروردگار جاي گرفته ام وروزي خورا از پروردگار مي گيرم.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
آگاه باشيد که بازگشت همه بسوي خداست پس اول خود را در يابيد تا خدايتان را دريافته باشيد. بدانيد که امروز وظيفه سنگيني بردوش ماست بايد اينرا اثبات کنيم که اهل کوفه نيستيم تا حسين زمان را در مقابل جهانخواران شرق و غرب تنها بگذاريم. بايد اينرا ثابت کنيم که تا آخرين قطره خونمان، پشتيبان ولايت فقيه خواهيم بود و با جهانخواران خواهيم جنگيد و زير بار ذلّت نخواهيم رفت در مرام ما مرگ سرخ بهتر از زندگي ننگين است.

شمه اي از وصيت نامه شهيد
عزيزترين فرد نزد خدا کسي است که خونش را در راه اسلام ريخته شود، وقتي من به لقاءالله پيوستم و شهيد شدم ناراحت نباشيد و هنگام پيروزي بگوييد: در بهار آزادي، جاي شهدا خالي.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد، سال 1320 در نيار بدنيا آمد. زمان انقلاب قطره اي از دريان خروشان مردم بود که عليه طاغوت مبارزه مي کرد.پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي، در بسيج سپاه پاسداران ثبت نام کرد و پس از گذراندن آموزشهاي لازم رهسپار جبهه گرديد و تاريخ 2/5/61 به درجه رفيع شهادت نائل آمد و پيکر پاکش بر روي شنهاي داغ دشت خوزستان به جاي ماند.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
مادر عزيز و خواهر گرامي، برايم اشک نريزيد.اگر مي خواهيد گريه کنيد در سوگ جوان امام حسين (ع) يعني: علي اکبر، گريه کنيد، نبايد اشکهايتان را دشمن ببيند که خوشحال شود. پدر عزيزم ضمن تبريک از اينکه پسرت در راه حق شهيد شده است همچون امام حسين صبور باش که جوانش را در جلو چشمانش به شهادت رساندند، و افتخار کن که پسرت شهيد شده است.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
برخود بباليد که فرزندي را در راه خدا داديد و به ياد خدا باشيد که: دل آرام گيردبه ياد خدا و اگر نبود دلاوري دلاوران و ايمان به الله هرگز موفق نبوديم.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
در روز جاری اسلام در خطر است. جهانخواران کمر به نابودي اسلام عزيز بسته اند.چرا که خوب مي دانند تنها اسلام است که راه آنان را سد مي کند.ما در روز جاری بايد دست وحدت و يگانگي تحت رهبري امام و روحانيت بهم داده و در مقابل آنها بايستيم و تا آخرين قطره خونمان مقاومت کنيم.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
آرزويم اين است كه شربت شهادت را در راه قرآن، در راه مستضعفان،در راه مكتب اسلام بنوشم. آنها كه شهيد شدند به خدمت خدايشان رسيدند، ورسالت خودشان را انجام داده وبه اجر خود رسيدند اميد است ما هم پيروز شويم.«انشاءالله»

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد ، نقش موثري در پيشبرد اهداف انقلاب اسلامي در جنگ تحميلي داشت. همه دوستانش از خصوصيات اخلاقيش چه در منزل وچه در خارج رضايت داشتند. بالاخص بعد از اعزام به جبهه تغيير كلي در اخلاق وي بوجود امده وفرد وارسته اي شده بود.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
خداوندا بما روزي کن شهادت را در راه خودت.
مادر عزيزم: رحمت خداوند بر تو، که چنين فرزندي را در دامن پر مهرت پرورش دادي و به اسلام تقديم کردي. اکنون دعا کن که لياقت آن را داشته باشم که خداوند مرا بعنوان يک سرباز اسلام قبول و به آرزويم که نيل شهادت است، برسم.

نام : رضا
نام خانوادگي: جاويد زاده
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: تهران
تاريخ تولد:1341
تاريخ شهادت:10/5/61
(قسمتي از زندگي نامه شهيد)
رضا به سال 1341 در شهرستان اردبيل ديده به جهان گشود. دانش آموز دوره دبيرستان بود که فعاليتهاي سياسي مذهبي خود را عليه رژيم منحط پهلوي آغاز کرد. او همزمان با انقلاب اسلامي سال 57 از ناحيه پاي چپ به ضرب گلوله دژخيمان پهلوي زخمي گشت. بعد از پيروزي انقلاب مدتي در سپاه اردبيل، سپس در سپاه تهران، مشغول فعاليت شد. با تشکيل اولين دوره تکاوران در منجيل، دوره تکاوري را با موفقيت بپايان رساند و مدتي در بيت امام به پاسداري پرداخت و سپس محافظت آيت الله خامنه اي و شهيد مظلوم دکتر بهشتي و آيت الله موسوي اردبيل را بعهده گرفت، در طي اين مدت مدام درگير با منافقين بود.
سپس در نيروي تحقيق سپاه وارد و پس از تشکيل ستاد مرکزي به عضويت آن برگزيده شد. شهيد اواخر بر حسب وظيفه به سازمان منافقين نفوذ و بعد از کسب اطمينان سازمان، به فرماندهي يکي از خانه هاي تيمي برگزيده مي شود و پس از شناسايي سي و نه خانه تيمي و معرفي آنها به سپاه، سرانجام در تصرف خانه يکي از منافقين به درجه رفيع شهادت نايل گرديد.

نام :ذکر علي
نام خانوادگي: زماني
محل تولد:ثمرين
محل شهادت: دزفول
تاريخ شهادت:12/5/61
(قسمتي از زندگي نامه شهيد)
او در روستاي ثمرين چشم به جهان گشود. او عاشق امام حسين(ع) بود، و در انجام امور ديني چنان علاقه اي از خود نشان مي داد که همه را جلب مي کرد و او در عاطفه دريا بود و بس.

نام:گل محمد
نام خانوادگي:منتظري
محل تولد: اسلام آباد نير
محل شهادت: شلمچه
تاريخ شهادت: 17/5/61

شمه اي از وصيت نامه شهيد
پدر عزيز اگر انشاءا... شهادت نصيبم شد جاي مرا در جبهه خالي نگذاريد. وبا حضور خود ويا برادرانم در سنگرم حكم قرآن ودين اسلام را اجرا كنيد تا خون شهيدان پايمال نشويد.اميدوارم زيارت كربلا نصيب تمامي ايرانيان شود.

نام: ودود
نام خانوادگي:مظفري
محل تولد:اردبيل
محل شهادت: مهاباد
تاريخ شهادت:21/5/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد ودود مظفري، سال 1343 شمسي در روستاي لنجه آباد مشکين شهر در يک خانواده مذهبي و متدين ديده بجهان گشود.اوان کودکي با احکام و معارف اسلامي آشنائي پيدا کرد. وي لحظه اي از نماز و ساير فرايض ديني غفلت نمي ورزيد، بعد از
پايان سال اول راهنمائي بعلت فقر مالي، در کارخانه اي در شهرستان اردبيل مشغول بکار گرديد. با پيروزي انقلاب اسلامي به برادران بسيجي پيوست و پس از طي دوره هاي آموزش نظامي، از طريق بسيج عازم جبهه کردستان شد و سرانجام در مهاباد پس از 25 روز مبارزه دلاورانه در 25 رمضان 61 به درجه رفيع شهادت نائل گرديد.

نام: بهروز
نام خانوادگي: محمّدي
محل تولد: خانقاه
محل شهادت: کردستان( مهاباد)
تاريخ شهادت: 22/5/1361

(قسمتي از وصيت نامه شهيد)
خداوندا: در چشمانم نور و روشنائي، در دينم بصيرت، در قلبم يقين، در عملم اخلاص، در نفسم سلامت، در روزيم وسعت و مرا ماداميکه باقي هستم شکرگزار خودت قرار بده. پدرم در شهادت من ناراحت نشو خداوند مرا دوست داشت و جان مرا خريد به بهاي بهشت. اميدوارم مرا حلال کني.

نام: اکبر
نام خانوادگي: نوري
محل تولد: مشکين شهر
محل شهادت: سومار
تاريخ شهادت: 23/5/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد اکبر نوري، سال 1343 پا به عرصه گيتي نهاد و تا اول دبيرستان بتحصيل پرداخت بعلت علاقه اي که به انقلاب و اسلام عزيز داشت براي دفاع از حريم مقدس وطن اسلام عازم جبهه نور عليه ظلمت گرديد.تا اينکه تاريخ 23/5/61 در جبهه سومار به ملکوت اعلي پيوست.

نام: رضا
نام خانوادگي:منتظرعليه
محل تولد: تهران
محل شهادت:جبهه جنوب
تاريخ شهادت: 23/5/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد رضا منتظرعليه، سال 1341 در تهران چشم به جهان گشود.وي تحصيلات خود را تا حد ديپلم ادامه داد. دوران انقلاب فعاليت چشمگيري در بثمر رسيدن انقلاب اسلامي داشت و با آغاز جنگ تحميلي جهت لبيک به فرياد: هل من ناصر ينصرني حسين زمان به جبهه هاي جنگ حق عليه باطل هجرت کردو پس از ماهها مبارزه تاريخ 23/5/61 در جبهه جنوب به ضيافت الله رسيد.

نام: داور
نام خانوادگي: ايوز قلعه جوق
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: تاريخدر مريوان
تاريخ شهادت: 24/5/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد داور ،سال 1342 بدنيا امد وقبل از پيروزي انقلاب محصل بوده ودر اوايل انقلاب توسط ساواكيهاي خائن در 15 سالگي به زندان دژخيم رفته وتقريباً بمدت يك هفته در زندان مي ماند.وبعد از اينكه بيرون امد فعاليت چشمگيري داشت .بالاخره داوطلبانه به جبهه نور عليه ظلمت هجرت كرده وسرانجام با نوشيدن شهد شهادت انساني نائل گرديده است.

نام:جواد
نام خانوادگي:بيليارد
محل تولد:تهران
محل شهادت:جبهه غرب
تاريخ شهادت:3/6/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد جواد بيليارد شيران، سال 1342 در شهر تهران ديده به جهان گشود. تا كلاس اول راهنمائي ادامه تحصيل داد ولي بعلت فقر مالي وامرار معاش خانواده اش ترك تحصيل نموده وبه شغل كفش دوزي پرداخت.زمان انقلاب تلاش زياد در بثمر رسيدن انقلاب شكوهمند اسلامي ايران مي نمود. با آغاز جنگ تحميلي بخدمت سربازي احضار وبالاخره پس از ماهها مبارزه تاريخ3/6/61 در جبهه غرب به لقاءالله پيوست.

نام:مير قاسم
نام خانوادگي:سيد برقي
محل تولد:اردبيل
محل شهادت:تكاب
تاريخ شهادت:7/6/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد، سال 1321 در شهرستان اردبيل در يك خانواده مستضعف ومذهبي متولد وتا كلاس ششم ابتدائي تحصيل نمود وسپس به استخدام ارتش در آمد وآخرين درجه وي قبل از شهادت استوار يكمي بود. او كه در تكاب جبهه كردستان عليه خود فروختگان دمكرات وصدامي مبارزه مي كرد. عاقبت در پي يك مبارزه سخت، در تاريخ 7/6/61 در آن منطقه با گلوله از خدا بي خبران بر پيكر پاكش شهيد وبه لقاءالله پيوست.

نام: قدمعلي
نام خانوادگي: عليزاده
محل تولد: يل سوئي
محل شهادت: مهاباد
تاريخ شهادت: 8/6/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد که در تهران کار مي کرد تمام دوران انقلاب در تظاهرات شرکت مي نمود و با منافقين بشدت مخالف بود. او هميشه با مسئولين ارگانهاي انقلابي در تماس بود و آرزوي شهادت داشت که سرانجام در جبهه حق عليه باطل در راه اسلام در مهاباد به شرف شهادت نائل گرديد.

نام : جابر
نام خانوادگي: پور محمد تقي
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: بانه
تاريخ شهادت: 13/6/61
(قسمتي از زندگي نامه شهيد)
شهيد جابر پور محمد تقي، سال 1324 در شهرستان اردبيل متولد شد و تا کلاس سوم متوسطه نظام قديم تحصيل کرد و سپس به استخدام ارتش در آمد و پس از مدتي خدمت در ارتش سرانجام تاريخ 13/6/61 در عمليات غرب کشور(سردشت-بانه) به هنگام پاکسازي گروهکهاي ضد انقلاب در کردستان، بدرجه رفيع شهادت نايل آمده است.

نام:علي حسين
نام خانوادگي: فياض
محل تولد: پيرعلي لو
محل شهادت:تهران
تاريخ شهادت:20/6/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد علي حسين فياض، سال 1333 ديده به جهان هستي گشود. واز كودكي خواندن ونوشتن را فرا گرفت. بخاطر سپري كردن زندگي بخور و نمير به شغل كارگري مشغول شد. شبانه روزي زحمت كشيد. او فريفته خدا بود ومنافقان كوردل مي دانستند كه از هيچ طريق نمي توان اورا از بين برد. بارها تهديد منافقان قرار گرفت تا اينكه تاريخ 20/6/61 بدست منافقان بشهادت رسيد.

نام :علي
نام خانوادگي:زندي
محل تولد:انزاب بالا
محل شهادت: غرب کشور
تاريخ شهادت: 24/6/61
(قسمتي از زندگي نامه شهيد)
علي از عاشقان اسلام بود. او در تمام راهپيماييها و تظاهرات با چنان شوقس عليه رژيم خائن گذشته حرکت داشت که قابل تقدير بود. او نسبت به امام عزيز عاطفه عجيبي داشت و با شنيدن سخنان گهربار امام قلبش آرام مي گرفت.

نام : اصغر
نام خانوادگي:سودمندي
محل تولد:بخش نير
محل شهادت: جبهه جنوب
تاريخ شهادت:24/6/61
(قسمتي از زندگي نامه شهيد)
شهيد اصغر سودمندي، در بخش نير، چشم به جهان گشود. تا کلاس پنجم ابتدايي تحصيل نمود. ولي بعلت فقر مادي و بخاطر ياري رساندن يه خانواده اش ترک تحصيل کرد. او در تمام راهپيماييها با شوقي که با سلام داشت شرکت مي کرد . آخر با آن روحيه بالا در دانشگاه کربلا شرکت جسته و موفق يه کسب مدرک انساني شد.

نام: حضرتقلي
نام خانوادگي: عقلندي
محل تولد:اردبيل
محل شهادت:عين خوش
تاريخ شهادت:27/6/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد حضرتعلي عقلمندي، تاريخ 1340 چشم به جهان گشود. قبل از انقلاب، محصل بوده وبا شروع کار انقلاب با روحيه قوي در انجمن محله فعاليت خويش را آغاز كرد.تاريخ 27/6/61 در جبهه عين خوش به لقاءالله پيوست.

نام: عيسي
نام خانوادگي:مطلب زاده
محل تولد: کلخوران
محل شهادت: سومار
تاريخ شهادت:31/6/61

شمه اي از وصيت نامه شهيد
شما اي مسئولين مملکتي هميشه براي رضاي پروردگار قدم برداريد و سخنان گهربار امام را فرا راهتان قرار دهيد و حتماً به ياد توده هاي مستضعف مردم باشيد چرا که اماممان فرمودند:مملکت مال مستضعفين است و شما اي ارگانهاي اسلامي، با تلاش خستگي ناپذير براي پيشبرد اهداف اسلامي کوشش نمائيد که خدا يار شماست
تا خون در رگ ماست خميني رهبـــــر ماست

نام:قدير
نام خانوادگي: رشيداردبيلي
محل تولد:اردبيل
محل شهادت:سومار
تاريخ شهادت:31/6/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد رشيد اردبيلي، در شهر اردبيل پا به عرصه گيتي نهاد. تحصيلات خود را تا حد ديپلم طبيعي ادامه داد. اوايل انقلاب در جهت پخش اعلاميه هاي امام، فعاليت چشمگيري داشت. تا اينكه بخدمت سربازي اعزام شده وبعد از ماهها نبرد با كفار بعثي سرانجام در جبهه سومار در اثر اصابت مواد منفجره، بدرجه رفيع انساني وكمال يعني شهادت نائل گرديد

نام:امير ارسلان
نام خانوادگي:سقائي
محل تولد: شام اسبي
محل شهادت: پيرانشهر
تاريخ شهادت: 2/7/61

قسمتي از وصيت نامه شهيد
درود بر پدر و مادرم که 21 سال براي بنده زحمت کشيده ايد و در راه اسلام تقديم نموده ايد. از خدمت شما نهايت تشکر داشته و دارم،والدين عزيز بعد از اينکه نماز شب را خواندم در خواب ماجراي شهادتم را ديدم و به دوستم گفتم: براي بنده وصيت نامه بنويس زيرا که شهيد خواهم شد و براي شهادت بنده گريه نکنيد زيرا که روحم را عذاب مي دهيد.

نام: يوسف
نام خانوادگي: يوسفي
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: سومار
تاريخ شهادت: 9/7/61

قسمتي از وصيت نامه شهيد
از همه برادران مسلمان تقاضاي عاجزانه دارم رهبر انقلاب اسلامي را ياري كنيد چرا كه ياري او ياري اسلام است و خواهش من اين است كه سنگرها را خالي نگذاريد، وبدانيد كه پيروزي نزديك است.

نام:ايرج
نام خانوادگي: اسدزاده تره باري
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: سومار
تاريخ شهادت: 9/7/61

قسمتي از وصيت نامه شهيد
ما كه به اسلام اعتقاد داريم، بايد فرامين اسلام وقران را بخوبي انجام دهيم، ما به شهادت رسيديم، وظيفه شما هم اينست كه نگذاريد خون اين جوانان پايمال شود. دشمنان اسلام را بكشيد تا ما هم شاد باشيم.
خوني كه در رگ ماست هديه به رهبر ماست

نام:رئوف
نام خانوادگي:محمديان
محل تولد:اردبيل
محل شهادت:سومار
تاريخ شهادت:9/7/61

قسمتي از وصيت نامه شهيد
الهي تو بهتر ميداني كه من بخاطر اسلام وخون شهيدان اين خاك وبخاطر نابودي كفر من بخاطر نابودي كفر والحاد جهاني كه در راس آنها امپرياليسم امريكاست به جبهه آمده ام وترا سپاس مي گويم كه به من توان دادي كه در راه تو وبراي تو، جان خويش را از آن تو بود نثار كنم و اگر لايق بودم شهيد راه تو شوم.

نام: مهدي
نام خانوادگي:بيگ زاده
محل تولد:اردبيل
محل شهادت:سومار
تاريخ شهادت:9/7/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد مهدي بيگ زاده سال 1343 در شهر اردبيل ديده بجهان هستي گشود و تا سوم متوسطه تحصيل کرد.با آغاز شعله انقلاب، فعاليت او نيز آغاز گشت و با مبارزات خستگي ناپذير خود عليه منافقان کوردل به مبارزه برخاست.با آغاز جنگ تحميلي ديگر آرام و قرار نداشت و بالاخره خود را به جبهه ها رساند.شهيد در وصيت نامه خود مي نويسد: (( برادرانم اميدوارم که حقيقت زندگي را درک کرده باشيد و سنگر بسيج و مسجد را هرگز ترک نکنيد.)) و پس از مدتها مبارزه در جبهه سومار به شرف شهادت نائل آمد.

نام: محمد علي
نام خانوادگي: نوروزي
محل تولد: حمل آباد
محل شهادت: سومار
تاريخ شهادت: 11/7/1361

قسمتي از زندگي نامه شهيد
شهيد محمد علي نوروزي، سال 1341 در روستاي حمل آباد از توابع اردبيل تولد يافت. نوجواني قرآن را فرا گرفت. دوران انقلاب فردي بود فعال و پرکار و تا آنجا که مي توانست به فعاليت خود ادامه مي داد. با آغاز جنگ تحميلي، اصرار زيادي به شرکت در مبارزات عليه صدامين داشت تا اينکه در عمليات مسلم بن عقيل در کربلاي سومار تاريخ 11/7/61 به درجه رفيع شهادت نايل آمد.

نام: ترحم
نام خانوادگي: گنجه
محل تولد: قريه سلطان آباد
محل شهادت: تاريخدر سومار
تاريخ شهادت: 11/7/1361

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد ترحم گنجه ، تاريخ 1340 در قريه سلطان اباد از توابع اردبيل بدنيا آمد.تا سوم ابتدايي تحصيل كرد ودر حالي كه نسبت به امام عشق مي ورزيد دوشادوش برادران حزب اللهي به فعاليت وكوشش در راه اسلام وقرآن ادامه داد آنگاه بخدمت مقدس سربازي رفت وحين ايفاي وظيفه عمومي در جبهه حق عليه باطل منطقه سومار بدرجه رفيع شهادت نائل گرديد.

نام: محمد علي
نام خانوادگي:نوروزي
محل تولد:روستاي هل آباد
محل شهادت: سومار
تاريخ شهادت:11/7/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
او در راهپيمائيها و تظاهرات با چنان عشق و اميدي شرکت مي کرد که ناگفتني است از ابتدا انقلاب شرکت در جنبش مردم مسلمان ايران برهبري امام امت از واجبات برنامه زندگي او بشمار مي رفت.

نام: مير سليم
نام خانوادگي: سليمي
محل تولد: سيد بگلو
محل شهادت: سومار
تاريخ شهادت: 12/7/61

قسمتي از وصيت نامه شهيد
اگر فرزندي در راه اسلام قرباني داديد ديگر فرزندانتان را به ميدان بفرستيد اگر او هم شهيد شد وظيفه پدر است که پرچم اسلام را بردارد. برادرم اسلحه ام را برگير و همانند قاسم سيزده ساله بر دشمنان يورش بر، و جنگيدنت به خاطر خدا باشد نه براي گرفتن خون من، از خداوند منّان بخواهيد که احکام اسلام در ايران پياده شود.

نام : سيابخش
نام خانوادگي: بخشي
محل تولد: خشته جيران
محل شهادت: سومار
تاريخ شهادت: 12/7/61
(قسمتي از زندگي نامه شهيد)
شهيد سيابخشي، سال 1343 در روستاي خشته جيران، از توابع اردبيل پا به عرصه گيتي نهاد. تا کلاس سوم راهنمايي تحصيل کرد ولي بعلت فقر مالي نتوانست ادامه تحصيل کرد ولي بعلت فقر مالي نتوانست ادامه تحصيل دهد. او پس از ابتدا انقلاب اسلامي، فعاليت بسزايي از خود نشان داد و پس از ابتدا جنگ تحميلي از آنجاييکه علاقه خاصي براي مبارزه با کفار بعثي داشت عازم جبهه شد و تاريخ 12/7/61 در جبهه سومار بشهادت رسيد.

نام : صابر
نام خانوادگي: کوري
محل تولد: روستاي گيلانده
محل شهادت: کردستان
تاريخ شهادت:12/7/61
(قسمتي از زندگي نامه شهيد)
او در سقوط پادگان عشرت آباد فعالانه حضور داشت و با امت حزب الله در اجتماعات عبادي- سياسي شرکت مي کرد. نسبت به مذهب تشيع علاقه فراواني داشت و شهادت را آرماني مي دانست نهايي و به همين جهت بود که داوطلبانه براي مبارزه با کفار، عازم جبهه شد و سرانجام به آرزويش رسيد.

نام :رحمان
نام خانوادگي:نجار قابل
محل تولد:اردبيل
محل شهادت: سومار
تاريخ شهادت:12/7/61
(قسمتي از زندگي نامه شهيد)
شهيد رحمان نجار قابل، سال 1346 در شهر اردبيل چشم به جهان گشود. همان اوايل کودکي آغاز به آموختن مسايل ديني نمود و در حد توانايي به انجام فرايض ديني پرداخت. آغاز انقلاب فعاليت زيادي همدوش ساير برادرانش در زمينه پخش کردن اعلاميه هاي امام و شرکت در تظاهرات و راهپيمايي ها داشت. بعد از انقلاب در بسيج و انجمن هاي اسلامي فعاليت مي کرد و زمانيکه رژيم صهيونيستي عراق به خاکمان تجاوز کرد عازم جبهه گرديد و تاريخ 12/7/61 در جبهه سومار به درجه رفيع شهادت نايل آمد.

نام :احد
نام خانوادگي: جباري کرد
محل تولد: باغچه فرتالش
محل شهادت: سومار
تاريخ شهادت: 12/7/61
(قسمتي از زندگي نامه شهيد)
شهيد احد جباري کرد قشلاقي، سال 1303 پا به عرصه گيتي نهاد. زمانيکه حزب توده کثيف موجوديت خود را در آذربايجان اعلام نمود با آنها به مبارزه برخاست تا جاييکه خانواده اش مجبور به ترک محل زندگي در ده شد. عشق و ايمانش به خداوند ورد زبان تمام کسانيست که ايشان را مي شناختند. بعد از پيروزي انقلاب و با ابتدا جنگ تحميلي، شهيد بعد از چهار مرحله اعزام به جبهه، موفق شد به معشوق خود ملحق و فيض شهادت را نصيب خويش گرداند. شهيد در زمان شهادت 60ساله بود.

نام: قاسم
نام خانوادگي: فرزانه
محل تولد: مشکين شهر
محل شهادت: سومار
تاريخ شهادت: 12/7/61

قسمتي از وصيت نامه شهيد
...، من يتعهد حدود الله فقد ظلم نفسه...
هر کسي از حدود الهي تجاوز کند به خويشتن ستم کرده است. برادرانم: همه ما بايد از اسلام دفاع کنيم. اگر نکرديم به خودمان ظلم کرده ايم و روز قيامت شرمنده و سرافکنده در پيشگاه خدا و شهيدان خواهيم بود.

نام: کاظم
نام خانوادگي: ديرين
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: سومار
تاريخ شهادت:13/7/61

قسمتي از وصيت نامه شهيد
به ستمکاران ثابت مي کنيم که هر چقدر شما هستيد ما پيروان اسلام با شما مي جنگيم.چنانکه امام عزيزمان فرمودند: اگر همه ملت ما در راه اسلام شهيد شوند هرگز از انقلاب دست نخواهند کشيد و تا آخرين قطره خون با شما خواهد جنگيد تا اين انقلاب را به تمامي جهان صادر کرده و ملتهاي مستضعف را از يوغ سلطه جنايتکاران جهاني نجات دهند.

نام: شهاب
نام خانوادگي: فتحي
محل تولد: روستاي جگر کندي
محل شهادت: سومار
تاريخ شهادت:15/7/61

قسمتي از وصيت نامه شهيد
در زمان حاضر عازم فتح کربلاي حسيني و قدس عزيز هستم، باشد که دين خود را در پيشگاه خداوند تبارک و تعالي ادا کرده باشم. انشاءالله که سعادت نصيبم شود و سرور و سالار شهيدان حسين(ع) را زيارت کنم و يا به شهادت که تنها آرزويم است برسم.

نام:عارف
نام خانوادگي:تقوي
محل تولد:اردبيل
محل شهادت:سومار
تاريخ شهادت:18/7/61

قسمتي از وصيت نامه شهيد
ما وارث عزيزترين امانتهائي هستيم كه با جهادها وشهادتها وبا ارزشهاي بزرگ انساني در تاريخ اسلام فراهم آمده است،مامسئول آن هستيم كه امتي بسازيم تا براي بشريت نمونه باشد(وكذلك جعلناكم امة وسطالتكونوا شهداء علي الناس ويكون الرسول عليكم شهيدا)برادران عزيز اكنون برماست كه نهضت حسين(ع) را تداوم بخشيم وبنا بفرموده امام خميني، نهضت حسين را بمعني واقعي ادا كنيم وبمعناي واقعي انقلاب حسين(ع) را به جهانيان نشان دهيم.

نام: اسدالله
نام خانوادگي:معمّر
محل تولد:کنزق
محل شهادت: مهاباد
تاريخ شهادت:25/7/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد اسدالله معمّر، تاريخ 1341 در روستاي کنزق از توابع سرعين ديده بجهان گشود. خواندن و نوشتن را در همان روستا فراگرفت بعداً به شغل کشاورزي پرداخت. علاقه زيادي به اسلام و امام امت داشت تا اينکه براي تحقق آرمانش عازم جبهه گرديد و تاريخ 25/7/61 در مهاباد بدست صداميان، بدرجه رفيع شهادت نائل آمد.

نام: رجب
نام خانوادگي: فعال حسيني
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: سومار
تاريخ شهادت: 2/8/61

قسمتي از وصيت نامه شهيد
وقتي كه نداي خدا را در قران مي شنوم:ان ا... اشتري منالمومنين انفسهم واموالهم يعني : همانا خداوند خريدار جانها ومالهاي شماست.و مي بينيم كه خريدار خود را يافته ام ديگر چه مي خواهم ؟ وقتي از او مي پرسم : اي خدا در مقابل كالاي من چه به من مي دهي؟ مي فرمايد:بان لهم الجنة يعني: در مقابل بهشت را به شما ارزاني مي دارم. اري كالائي همچون شهدا را قيمتي همچون بهشت لايق است و قيمت بهشت را هيچكس نمي تواند بپردازد مگر خداي تعالي.

نام: امير علي
نام خانوادگي: ايراني
محل تولد: صندوقلو
محل شهادت: سومار
تاريخ شهادت: 3/8/1361

قسمتي از وصيت نامه شهيد
چه زيباست لحظه اي كه تفنگ از زمين كنده شود وبسوي دشمن نشانه رود، و چه زيبا و چه شيرين است آن هنگام كه در خون خود مي غلتم وبا شهد شهادت سيراب مي شوم. وهمه را به سخن گفتن با خدا كه نماز است سفارش مي كنم.

نام: جعفر
نام خانوادگي: پيله ور عبادي
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: سومار
تاريخ شهادت: 3/8/1361

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد جعفر پيله ور عبادي، در شهر اردبيل ديده به جهان گشود.قبل از انقلاب در مبارزه با رژيم منحوس پهلوي نقش مهمي داشت و بعد از پيروزي انقلاب و با ابتدا جنگ حق عليه باطل نيز لحظه اي آرام نداشت و بالاخره با شوق فراوان روانه جبهه شد. وي به مسئله شهادت علاقه خاصي داشت و بالاخره به آرزوي ديرينه اش رسيد و تاريخ 3/8/1361 در جبهه سومار ، بدرجه رفيع شهادت نائل آمد.

نام:عزيز
نام خانوادگي: فاتحي
محل تولد:كنزق
محل شهادت: تهران
تاريخ شهادت:4/8/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد فاتحي،سال 1339 در كنزق از توابع سرعين،پا به عرصه گيتي نهاد. او بدليل عدم امكانات مادي تنها توانست تا كلاس دوم راهنمائي ادامه تحصيل دهد. پس از آن در كارخانه اي در تهران مشغول به كار شد. او علاقه خاصي به انقلاب وامام داشت وهمگام با مردم بر عليه شاه شعار مي داد.پس از پيروزي انقلاب اسلامي به خدمت مقدس سربازي رفت وپس از اتمام ، مجدداً مشغول كار در همان كارخانه شد، تا اينكه منافقين از خدا بي خبر وي را شناسايي ناجوانمردانه به شهادت رساندند.

نام:حسن
نام خانوادگي:علفيان
محل تولد:اردبيل
محل شهادت:سومار
تاريخ شهادت:5/8/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد حسن علفيان، سال 1342 در شهرستان اردبيل پا به عرصه گيتي نهاد. پس از سپري نمودن طفوليت قدم به محيط مدرسه گذاشت وبه تحصيل مشغول شد. دوران شكوهمند انقلاب اسلامي در صفهاي راهپيمائيها وتظاهرات عليه رژيم جاني،شركت مي نمود. بعد از پيروزي شكوهمند اسلامي،بطور نيمه وقت وارد سپاه پاسداران شد ودر ماموريت هاي محوله با شوق واشتياق شركت مي نمود. شهيد عضو انجمن اسلامي مدرسه نيز بود. شهيد از طرف بسيج 3 بار به جبهه ها اعزام گشت وپس از رشادتهاي زياد ، بالاخره در روز عاشوراي حسيني سال 61 بآرزوي ديرينه خود يعني شهادت نائل آمد

نام: براتعلي
نام خانوادگي: نوري
محل تولد: پيل آباد
محل شهادت: سومار- بيمارستان
تاريخ شهادت: 7/8/61

قسمتي از وصيت نامه شهيد
با حمد و سپاس فراوان بخداي بزرگ و با درود به رهبر کبير انقلاب امام خميني: از آنجائي که رفتن به جبهه ها واجب کفايي است، عازم جبهه حق عليه باطل مي شوم و در راه دين اسلام و قرآن در جهاد شرکت مي کنم، مادرم اگر شهيد شدم تمام خانواده ام را بتو مي سپارم.

نام:عليرضا
نام خانوادگي:يوسف پورآذر
محل تولد:اردبيل
محل شهادت:سومار
تاريخ شهادت:7/8/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد عليرضا يوسف پور آذر در شهرستان اردبيل ديده به جهان گشود.در اوايل انقلاب فعاليت چشمگيري در بثمر رسيدن انقلاب شكوهمند اسلامي داشته ونيز در تشكيل انجمن اسلامي بسيار كوشا بود. تا كلاس دوم نظري تحصيل كرده ودر عمليات مسلم بن عقيل شركت جسته وسرانجام تاريخ 7/8/61 در يك نبرد بي امان در جبهه ايمان به كفر، در سن شانزده سالگي بديدار خدايش شتافت.

نام:جمشيد
نام خانوادگي:كرامتي
محل تولد:اردبيل
محل شهادت:عين خوش
تاريخ شهادت:12/8/61

قسمتي از وصيت نامه شهيد
برادران مسلمان ومستضعفين جهان،بخصوص ملت شهيد پرور ايران حالا شهيدان ومن كه صددرصد شهيد خواهم شد دو رسالت به عهده شما مي گذاريم: خون وپيام. اگر خون را پذيرفتند كه هيچ چون صبح ها و عصرها نشستگان را به قيام فرا مي خواند واما اگر از رسالت پذيرفتگان پيام شديد، تشكيلات اسلامي ومردمي را تشكيل داده، واسلام را در داخل وخارج ايران تبليغ كنيد تا اينكه انقلاب شكوهمند اسلامي ايران الگويي باشد براي كشورهاي ديگر.

نام: جهان بخش
نام خانوادگي: عباس زاده
محل تولد: نمين
محل شهادت: سومار
تاريخ شهادت: 13/8/61

قسمتي از وصيت نامه شهيد
برادرانم به راه پاک روح الله ايمان داشته باشيد و با وحدت بيشتر در راه اهداف جمهوري اسلامي پيش رويد.دستهاي مرا را تابوت بيرون بگذاريد تا دنيا پرستان بدانند که دست خالي از اين دنيا مي روم و چشمهاي مرا باز بگذاريد تا کوردلان بفهمند کورکورانه اينراه را انتخاب نکردم و بدانيد که امام عين اسلام است.

نام:ابول
نام خانوادگي:رمضانزاده
محل تولد:اردبيل
محل شهادت: اسلام آباد غرب
تاريخ شهادت:14/8/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد ابول رمضانزاده، شهر اردبيل ديده بجهان گشود.تحصيلاتش را تا اول راهنمايي ادامه داد. از كودكي بسيار با ايمان بود. دوران انقلاب فعاليت چشمگيري داشت ودر تظاهرات وراهپيمائيها شركت مي جست. با ابتدا جنگ تحميلي مي گفت: بايد ازدين تا آخرين نفس دفاع كنيم وبايد تا آخرين قطره خون راه شهداء را ادامه دهيم.
زمان انقلاب چنين بار تا پاي مرگ پيش رفت. براي دفاع از دين وميهنش عازم جبهه شد و در اسلام آباد غرب به لقاء الله پيوست.

نام : علي
نام خانوادگي: سيدهدي
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: موسيان
تاريخ شهادت:23/8/61
(قسمتي از زندگي نامه شهيد)
او در آگاهي جوانان محل نقش بسزايي داشت. مبارزه با رژيم گذشته را از همان بدو اعتراضات توده هاي ميليوني محروم آغاز کرد و مانند ساير انقلابيون به راهپيماييها پيوست و در تمامي تظاهرات شرکت فعالانه داشت و سرانجام بخاطر علاقه به توادم انقلاب اسلامي، راه شهادت را برگزيد.

نام:محمد حسين
نام خانوادگي:جنگلي
محل تولد:اردبيل
محل شهادت:سومار
تاريخ شهادت:24/8/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيدمحمد حسين جنگلي، سال 1343 در شهر اردبيل ديده بجهان گشود. بعلت فقر مالي خانواده اش شهيدنتوانست به تحصيل ادامه دهد. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي براي حفاظت از انقلاب اسلامي وآرمانهاي مقدس عازم جبهه هاي حق عليه باطل گرديد وتا آخرين لحظه با دشمنان اسلام جنگيده ودر آخر در منطقه سومار تاريخ 24/8/61 به لقاء پيوست.

نام:داور
نام خانوادگي: تصديقي
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: سومار
تاريخ شهادت: 25/8/61

قسمتي از وصيت نامه شهيد
شهادت آرزوي من است.اميد وارم،مرگم شهادت در راه خدا باشد تا بدان وسيله خدمتي كرده باشم.با اينكه تا به حال توانسته ام خدمتي به اسلام كنم ولي اگر رضاي الهي در اين باشد كه عمرم به اين نحو باشد، راضي هستم واگر در اين راه جانم را نيز بدهم، مي گويم :الهي رضايم به رضايت.ولي بدان كه از اين راه دست بر نخواهم داشت.

نام:مرسل
نام خانوادگي:پير اعيادي
محل تولد:اردبيل
محل شهادت:سومار
تاريخ شهادت:28/8/61

قسمتي از وصيت نامه شهيد
پروردگارا به خود مي بالم كه پاسدار وسرباز اسلام هستم. بار الها مرگ وشهادت مرا در راه خود قرار ده ومرا در به اهتزاز در آوردن پرچم مهدي ومستضعفين جهان ياري فرما، وشهادت مرا جزو شهداي صدر اسلام ثبت نه.افسوس بيش از يك جان ندارم كه بيشتر در راه نايب امام بدهد تا قانون اسلام را بهتر ووسيعتر پياده كند تا انقلاب اسلامي را در تمام گيتي طنين انداز نمايد از امت قهرمان مي خواهم گوش به فرمان امام باشند.

نام: علي
نام خانوادگي: اسديان
محل تولد: محل اباد
محل شهادت: عين خوش
تاريخ شهادت: 7/9/61

شمه اي از وصيتنامه شهيد
امروز پس از گذشت 21 سال از سنم ،افتخار مي كنم كه لباس رزم تن كرده،سلاح برداشته وبه ميدان حق عليه باطل رفته وشهادت در راه خدا را گزيده ام ومطمئنم مرگ در راه خدا شهادت است. اي خواهرم از تو مي خواهم كه زينب وار باشي وفرزندانت را با كتاب آسماني قرآن آشنا سازي.

نام: رسول
نام خانوادگي:موسيان
محل تولد: روستاي مجنده
محل شهادت: گيلانغرب
تاريخ شهادت:7/9/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد رسول موسيان، سال 1340 در روستاي مجنده از توابع شهرستان اردبيل در خانواده اي فقير و مذهبي چشم بجهان گشود. با آغاز شکوفايي انقلاب اسلامي، براي تداوم و تحقق بخشيدن به آرمانهاي مقدس شهداء، همواره فعاليت مي نمود تا سرانجام با فرارسيدن سربازيش عاشقانه عازم شد و پس از نبرد هاي دلاورانه عليه مزدوران رژيم بعثي صهيونيستي عراق، در جبهه گيلانغرب با شهپر شهادت به ملکوت اعلي پر کشيد و به لقاء الله پيوست.

نام :حسين
نام خانوادگي:پرش
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: شوش
تاريخ شهادت:13/9/61
(قسمتي از زندگي نامه شهيد)
شهيد حسين پرش، سال 1333 در يک خانواده مذهبي و فقير چشم به جهان گشود.معتقد بود که بعد از ابتدا انقلاب اسلامي دستخوش تحول دروني شده است او براستي عاشق امام بود زيرا امام را عين اسلام مي دانست و جهت لبيک گفتن به امام به جبهه حق عليه باطل شتافت و با نثار خونش درخت اسلام را آبياري و بدرجه رفيع انسانيت نايل گرديد.

نام: حسينعلي
نام خانوادگي: صفري
محل تولد: مجنده
محل شهادت: پيرانشهر
تاريخ شهادت:17/9/61


قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد حسينعلي صفري، تاريخ 1339 ديده بجهان گشود.تا کلاس پنجم ابتدائي به تحصيل پرداخته سپس به کارگري رو آورد.علاقه فراواني به انقلاب و اسلام داشت. آغاز جنگ تحميلي داوطلبانه به خدمت سربازي درآمد با روحيه اي سرشار از ايمان با دشمنان خدا مي جنگيد.شهيد تاريخ 17/9/61 در درگيري با کافران بعثي و عوامل دست نشانده به لقاءالله پيوست.

نام: توحيد
نام خانوادگي: روحي
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: کردستان
تاريخ شهادت: 25/9/61

قسمتي از وصيت نامه شهيد
پس از تحمل رنجها از زندگي، با عشق به الله و خميني، به جبهه اعزام مي شوم. بارالها سعادت شهادت را نصيبم فرما.
بارالها پيروزي را از آن سپاه اسلام بفرما.
برقرار باد پرچم اسلام.تنها پيامم پيروي از دستورات امام است و بس.

نام: مير فاضل
نام خانوادگي: سيدي
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: حومه تكاب
تاريخ شهادت: 28/9/1361

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد مير فاضل سيدي، سال 1314در خانواده مذهبي ومتدين در شهرستان اردبيل چشم به جهان هستي گشود .پس از رسيدن به سن سربازي ، به استخدام ارتش درآمد ودرجه دار شد. هنگام جنگ تحميلي با آنكه مسن بود بطور داوطلبانه جهت شركت در جهاد مقدس عليه كفار بعثي،عازم جبهه هاي حق عليه باطل گشت تاريخ 28/9/1361 در جبهه تكاب كردستان شربت شهادت نوشيد.

نام: عبدالحسين
نام خانوادگي: هماوندي
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: تکاب
تاريخ شهادت: 28/9/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
عبدالحسين هماوندي، سال 1323 در شهرستان اردبيل پا به عرصه گيتي نهاد.تا کلاس پنجم ابتدائي درس خواند و پس از آن ترک تحصيل نمود باستخدام ژاندارمري در آمد پس از ابتدا جنگ تحميلي دوشادوش ساير برادران رزمنده جهت مبارزه با کفار بعثي به جبهه هاي جنگ اعزام و تاريخ 28/9/61 در منطقه عمليات تکاب، با اصابت گلوله دشمن کافر، به درجه رفيع شهادت نائل آمد.

نام : سيد جعفر
نام خانوادگي: خشروزي
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: شلمچه
تاريخ شهادت:2/10/61 مفقودالاثر
(قسمتي از وصيت نامه شهيد)
خوشحالم که در دامن شيرزني به نام فاطمه که از بدو زندگيش در مصيبت زيسته و از زمانيکه مي شناختمش دستانش گل آلود، پيشانيش عرق کرده و مدام مشغول کار بود تا با خشت زني براي بچه هايش کلبه اي بسازد و از فشاري که زندگي بر آنها وارد مي آورد بکاهد. مادر نمي خواهم از شما تعريف کنم بايد با اعمالتان به دشمنان اسلام ثابت کنيد که ما از دادن جوانان در راه اسلام نمي هراسيم همان طور که تاريخ اسلام شاهد است.

نام :بخشعلي
نام خانوادگي: مرسلي
محل تولد: گرجان
محل شهادت: تکاب
تاريخ شهادت: 2/10/61
(قسمتي از زندگي نامه شهيد)
شهيد بخشعلي مرسليف تاريخ 1319 در گرجان اردبيل ديده به جهان گشود. پس از چندي به استخدام ژاندارمري در آمد. اوايل انقلاب روحيه او بطور دقیق تغيير کرده بود. بطوريکه هر مرحله پيروزي انقلاب، شادي خاصي به قلبش مکي بخشيد. شهيد نسبت به امام امت علاقه وافري داشت و آرزويش پيروزي نهايي اسلام و شهادت در راه دين و قرآن بود و سرانجام نيز در منطقه تکاب، سينه خود را در مقابل کفار داخلي سپر کرد و بدرجه رفيع شهادت نائل گشت.

نام: قدرت
نام خانوادگي: ظهوري
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: تکاب
تاريخ شهادت:2/10/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد قدرت ظهوري، سال 1335 ديده بجهان گشود. وي فردي با ايمان و متدين باسلام بود.قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در ژاندارمري خدمت مي کرد و با پيروزي انقلاب به فرمان رهبرش لبيک گفته و طي مأموريتي در جبهه کردستان مشغول انجام وظيفه شد و در خدمت به اسلام در اثر حادثه اي به درجه شهادت نائل گرديد.

نام : ياور
نام خانوادگي: مجيد باقر پور
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: پيرانشهر
تاريخ شهادت: 5/10/61
(قسمتي از زندگي نامه شهيد)
مجيد تا کلاس هفتم درس خواند ولي بعلت فقر مادي و جهت ياري خانواده در امرار معاش به کارگري پرداخت. با شروع کار انقلاب چنان تحول دروني در او پديد آمد که شب و روزش را در راه اسلام و انقلاب مي گذراند و بالاخره جهت ياري نمودن رزمندگان اسلام به جبهه حق شتافت و به لقا الله پيوست.

نام:عزيز
نام خانوادگي:پوردباغ
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: تكاب
تاريخ شهادت: 9/10/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد عزيز پور دباغ، سال 1318 در يك خانواده كم در امد، پا به عرصه گيتي نهاد.تحصيلات خود را تا كلاس پنجم ابتدائي ادامه داد وسپس به استخدام ژاندارمري در آمد.اعلاميه هاي امام را در ژاندارمري پخش مي كرد وبا مخالفان اسلام برخورد شديدي رفتار بدي داشتند با شدت رفتار مي كرد وسرانجام طي يك ماموريتي به كردستان به دست از خدا بيخبران داخلي در منطقه تكاب به آرزوي ديرينه اش كه شهادت بود رسيد.

نام: امير علي
نام خانوادگي: رستم زاده
محل تولد: در نصر آباد
محل شهادت: خونين شهر
تاريخ شهادت: 21/10/1361

قسمتي از وصيت نامه شهيد
عمر انسان مثل يخ،زود ذوب مي شود.وقتي ارزش پيدا ميكند كه فايده اي به ديگران برساند.چون انسان بالاخره رفتني است پس چه بهتر كه رفتنش در راه اسلام باشد من آرزويم اينست كه شما راهيان طريق شهدا باشيد.

نام : داود
نام خانوادگي: موسي زاده
محل تولد: ملاخوي
محل شهادت: سلماس کردستان
تاريخ شهادت: 27/10/61
(قسمتي از وصيت نامه شهيد)
پدر و مادر عزيزم، بعد از من نيز پيرو خط امام باشيد، روي سنگ قبرم پرچم ايران بکشيد، و روي آن بنويسيد درود بر خميني.

نام:اکبر
نام خانوادگي: فتحي
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: شلمچه
تاريخ شهادت: 1/11/61

قسمتي از زندگي نامه شهيد
شهيد اکبر فتحي در يکي از خانواده هاي مذهبي که به اسلام و روحانيت عشق مي ورزيدند چشم به جهان گشود چون وضع مالي خانواده اش در سطح پائيني بود از کودکي در کوره آجر پزي کار مي کرد تا نيازهاي زندگيش را تأمين کند و محتاج ديگران نباشد. وقتي که جنگ آغاز شد، داواطلبانه به خدمت مقدس سربازي رفت و بعد از چهار ماه خدمت مقدس سربازي در جبهه جنوب تا آخرين لحظه با دشمنان اسلام جنگيد. او در وصيتنامه اش خطاب به خانواده اش مي گويد: (( از من فرزندي به جا مانده است که اميدوارم تا آخرين لحظات عمرش از ادامه دهندگان را شهيدان و پدرش باشد.(( والسلام))

نام : بهزاد
نام خانوادگي: شهسواري
محل تولد: کله سر
محل شهادت: پيرانشهر
تاريخ شهادت:2/11/61
(قسمتي از وصيت نامه شهيد)
پدرجان با خود عهد بستم براي کشورم مردي مفيد و سودمند باشم بارالها شکرت که در از راه حقيقت منحرف نشدم.
تا خون در رگ ماست خميني رهبر ماست

نام:عطا
نام خانوادگي:عزيزي
محل تولد:نمين
محل شهادت:تهران
تاريخ شهادت:3/11/61

قسمتي از وصيتنامه شهيد
با درود وسلام به رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران آيت الله العضمي امام خميني كه اميد تمامي مستضعفان جهان وپشتيبان مسلمانان مي باشد وبا درود وسلام بي پايان به تمام شهدائي كه با خون سرخ خود نهال آزادي كاشتند و زمين ايران اسلامي را آبياري نمودند.درخاتمه از خداوند بزرگ مي خواهم ما را بپذيرد واز گناهان من بگذرد. برايم دعا كنيد ورحمت بخواهيد.«والسلام»

نام: بهرام
نام خانوادگي:عزيزوند
محل تولد: گوجه بيگلو
محل شهادت: خاک عراق
تاريخ شهادت:3/11/61

قسمتي از زندگي نامه شهيد
شهيد عزيزوند، در خانواده اي مذهبي و بسيار متدين چشم به جهان گشود.و عمري چند در کارگري صرف وبا توجه به علاقه اي که به اسلام داشتند به بسيج مستضعفان و از آنجا به سربازي و تا آخر در کنار لشکريان کفر ستيز اسلام، با بعثيان جنگيد.در خاک عراق به درجه کمال انساني و ضيافت الهي نائل گرديد.

نام :عليرضا
نام خانوادگي:اميدي
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: منطقه رقابيه
تاريخ شهادت:7/11/61
(قسمتي از زندگي نامه شهيد)
شهيد عليرضا اميدي، سال 1345 در شهر اردبيل ديده به جهان هستي گشود. تحصيلاتش را تا چهارم هنرستان در رشته راه و ساختمان ادامه داد. وي عضو پايگاه و انجمن اسلامي نيز بود و در آنجا عاشقانه فعاليت مي کرد. شهيد با آغاز جنگ تحميلي، داوطلبانه از طريق بسيج سپاه پاسداران روانه جبهه ها شد و تا آخرين لحظه با دشمنان اسلام و قران مبارزه کرد و سرانجام، مورخه 7/11/61 در منطقه رقابيه، جان به جان آفرين تسليم کرد.

نام :پرويز
نام خانوادگي: شيخ حسابي
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: دشت عباس
تاريخ شهادت: 13/11/61
(قسمتي از زندگي نامه شهيد)
شهيد پرويزي شيخ حسابي، در شهر اردبيل ديده به جهان گشود. تا کلاس اول راهنمايي تحصيل کرد. او چه در دوران انقلاب و چه بعد از پيروزي، شخصي پرکار، فعال و سرشار از ايمان بود. او براي مبارزه با ضد انقلاب پايگاه محله شان نام نويسي کرد، و با شروع کار جنگ تحميلي پس از طي چند ماه دوره آموزش نظامي در بسيج، عازم جبهه هاي حق عليه باطل شده و تاريخ 13/11/61 در دشت عباس به لقاا... پيوست.

نام: محمد
نام خانوادگي: سنجري
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: فكه
تاريخ شهادت: 18/11/1361

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد،سال 1347 ديده به جهان گشود.تا كلاس سوم نظري تحصيل نمود واز طريق بسيج عازم جبهه شد ودر عمليات والفجر به شهادت رسيد.

نام :عادل
نام خانوادگي: شجاعي
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: فکه
تاريخ شهادت: 19/11/61
(قسمتي از وصيت نامه شهيد)
من يک مسلمانم، صلاح در اين نديدم که با خيال آسوده در رختخواب بخوابم و برادران مسلمانم زير گلوله و خمپاره در سنگرهاي خونين براي دفاع از اسلام در خون خود بغلتند و من هم بي خيال باشم. بهمين خاطر سلاح بدووش گرفتم و به نداي : هل من ناصر ينصرني حسين زمان يعني رهبرم لبيک گفته و عازم جبهه ها شدم تا شايد لطف بيکران خداوند شامل حال من هم بشود.

نام: بايرامعلي
نام خانوادگي:شيخي
محل شهادت:پيرانشهر
تاريخ شهادت: 22/11/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
بايرامعلي،بدليل داشتن بينش خداپرستي از رژيم کثيف پهلوي رنج مي برد. بالاخره زماني آرامش خويش را کسب نمود که امام را زيارت کرد،او واقعاً عاشق امام بود.

نام : رضا قلي
نام خانوادگي: نخستين حسيني
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: دشت عباس
تاريخ شهادت: 24/11/61
(قسمتي از وصيت نامه شهيد)
هر وقت حرف از مقام شهيدان مي شود. راستي که من به نوبه خود غبطه مي خورم که چرا لياقت مهماني خدا را نيافته ام: آري، غرق گناهم، روسياهم، نه سزاوارم و نه لياقت دارم که بديدار خدا بروم. آنجا جاي پاکان، جاي مخلصان است، محل عاشقان است. راستي ما چقدر به اين دنياي فاني دلبسته ايم؟ اي خدايي که به همه چيز قادري و همه چيز در دست پر قدرت تست، فرجي بنما و گناهان مارا، علي الخصوصو گناهان مرا ببخش و بيامرز و از شهيدان در گاهت قرار بده.

نام : محمد
نام خانوادگي: شجاعي
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: پيرانشهر
تاريخ شهادت: 24/11/61
(قسمتي از وصيت نامه شهيد)
اين جنگ را پيش مي بريم که همانا راه امام حسين عليه السلام است و فرمانده حقيقيمان در اين جنگ امام مهدي(عج) است و اعتقادم به اين مکتب از نور خورشيد قويتر است.

نام: محمد
نام خانوادگي: شکراللّهي
محل تولد: نيارق
محل شهادت: اشنويه
تاريخ شهادت: 10/12/1361

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد محمد شکراللّهي،سال 1345 در روستاي نيارق، ديده بجهان گشود. اخلاقش اوان کودک نمونه اي از اخلاق اسلامي و بسيار شجاع و مهربان بود. پدر شهيد حدود چهار ده سال پيش و مادرش نيز چهار ماه پيش از شهادت فرزندش فوت نموده بود از اين رو سرپرستي او را دو برادرش بعهده داشتند.با ابتدا انقلاب ديگر روحش آرام و قرار نداشت و مبارزات خود را آغاز نمود.سرانجام در جبهه اشنويه بتاريخ 10/12/61 به لقاءاللّه پيوست

نام: رحيم
نام خانوادگي: قديري نيارق
محل تولد: نيارق
محل شهادت: اشنويه
تاريخ شهادت: 12/12/1361

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد،13 ساله بود كه چون نوگلي تازه شكفته بدست خصم زبون پرپر گشت او فرزند مسجد وروستازاده اي بود كه اسلام را شناخته وخوي وخلق انساني اسلاميش زبانزد همگان بود.او عاشق امام وشيفته نبر با كفار بعثي بود به هنگام جنگ تحميلي عازم جبهه گشت ومشغول ستيز با خود فروختگان خارجي وداخلي شد،وپس از نبردهاي دليرانه به شهداي اسلام پيوست وبه شهادت رسيد.

نام: اسرافيل
نام خانوادگي:محمدي
محل تولد: ارشق
محل شهادت: سومار
تاريخ شهادت: 16/12/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد، تاريخ 1341 پا به عرصه گيتي نهاد .هنوز بدنيا نيامده بود که پدرش دارفاني را وداع گفت. وي تحت سرپرستي برادرش بزرگ و بعلت بي بضاعتي خانواده تا کلاس چهارم ابتدائي نتوانست به تحصيل ادامه دهد. سپس به شغل فرشبافي و بعضي مواقع در تهران به کارگري مي پرداخت تا کمک خرج خانواده اش باشد بعد از پيروزي انقلاب، به خدمت مقدس سربازي درآمد و سرانجام تاريخ 16/12/61 به لقاء الله پيوست

نام:داود
نام خانوادگي: ندرتي
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: شلمچه
تاريخ شهادت: 18/12/61

شمه اي از وصيت نامه شهيد
خدايا چه زيباست شهادت در راه تو . معبودا، آرزو داشتم كه در جنگهاي بدر وخندق بودم ودر كنار رسول الله مي جنگيدم، پروردگارا آرزو دارم اين لياقت را داشته باشم كه چشمانم به جمال امام زمان(عج) روشن شده و در ركابش به درجه رفيع شهادت نائل آيم.
خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار

نام: مهدي (محمد رضا)
نام خانوادگي: منتظري(شجري)
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: والفجر
تاريخ شهادت: 22/12/61

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد مهدي منتظري(محمد رضا شجري) در اردبيل چشم به جهان گشود.تحصيلات خود را تا حد ديپلم ادامه داده وبعد به كار مشغول شد.سپس تاريخ 22/12/61 در عمليات والفجر4 به شرف شهادت نائل آمد.

نام: وزير
نام خانوادگي: حاجي پور
محل تولد: شريف بيگلو
محل شهادت: زبيدات
تاريخ شهادت: 29/12/61

قسمتي از زندگي نامه شهيد
شهيد وزير حاجي پور، در سال 1341 در روستاي شريف بيگلو، ديده به جهان گشود. در فصل تابستان با پدر خود مشغول کشاورزي مي شد و در فصل هاي ديگر به تهران رفته و به کارگري مي پرداخت و از اين راه مايحتاج زندگي پدر و مادر خود را تأمين مي کرد. سپس بخدمت سربازي رفته و پس از مدتها خدمت و مبارزه سرانجام در زبيدات تاريخ 29/12/61 بشرف شهادت نائل آمد.

نام:مرتضي
نام خانوادگي: فخر زاده
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: دهلران
تاريخ شهادت:29/12/61

قسمتي از وصيت نامه شهيد
پدر ومادر بزرگوارم درست است كه من، شما را دوست دارم ولي اين نبايد باعث شود تا از خدمت به اسلام دست برداشته وبخاطر محبت پدر ومادر وظيفه اي كه بر گردنم مي باشد انجام ندهم وروز بعد در مقابل درگاه خداوند متعال گناهكار باشم.از شما مي خواهم كه پس از شهادت نگران نباشيد وگريه نكنيد.شاد باشيد تا دشمنان شما غمگين شوند فقط آرزو دارم از بندگاني باشم كه مورد لطف خداوند قرار مي گيرند



سوالات متداول

مهم‌ترین نکات درباره تولد چیست؟

جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره تولد در متن مقاله بررسی شده است.

چرا شهدای سال 61استان اردبیل اهمیت دارد؟

این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.

شهدای سال 61استان اردبیل چیست؟

در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با شهدای سال 61استان اردبیل بررسی شده است.

برچسب: نویسنده: آرین جلالی تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 14:05

صفحه بندی