خرید بک لینک

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد،سال 1342 در روستاي حور اردبيل در خانواده اي مستضعف ومسلمان چشم به جهان گشود ودر 19 سالگي ،بخدمت مقدس سربازي اعزام شد وطي عملياتي در جبهه كردستان بدست پليد كافران بعثي در تاريخ 1/7/62 بدرجه شهادت كه همانا مقام اولياءا... وانبياءا... نائل آمد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد ،سال 1342 در خانواده اي زحمتكش ومذهبي در روستاي قلعه جوق اردبيل،چشم به جهان گشود ودر سن 6 سالگي ، ابتدا به تحصيل كرد ولي بدليل عدم امكانات مالي فقط توانست تا كلاس پنجم ابتدائي تحصيل كند. وي در پيشبرد اهداف انقلاب فعاليت بسزايي داشت وپس از اعزام به خدمت ،داوطلبانه به جبهه شتافت وتاريخ 7/7/62 در جبهه سر پل ذهاب به شهادت رسيد.

شهدای سال 62 استان اردبیل

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد رحمان شادماني، بتاريخ 10/4/47 در اردبيل چشم به جهان گشود.نوجواني بود انقلابي.دوران انقلاب فعاليت چشمگيري داشت.وي در پايگاهها وانجمن اسلامي محله خود،شركت فعالانه داشت.با ابتدا جنگ مي گفت:ظالمان بما تجاوز كرده اند بايد در اين راه فداكاري نمود ودشمن را از خاك بيرون كرد ومملكت را از تجاوز دشمن نجات داد.بالاخره دوره رزمي بسيج را گذراند وروانه جبهه هاي جنگ شد و آنقدر مبارزه كرد تا به لقاءا... شتافت.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
برادران اگر چه دنيا زيباست .دوست داشتني وانسان را بطرف خودش كشاند. اما خانه پاداش الهي خانه اخرت است وخيلي زيباتر از دنياست. وآخرت را جان ودل مي پذيرم، همانند رهبرم خميني بت شكن مرگ با شرافت را بهتر از زندگي ننگين دانسته ودر تعقيب آنم. برادران بترسم از روزي كه از خواب غفلت بيدار شويم وببينيم كه از قافله عقب مانده ايم وپاي رسيدن را نداريم.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد ابراهيم فاتحي، سال 1347 در بخش نير از توابع اردبيل ديده بجهان گشود، تا کلاس اول نظري درس خواند ، تاريخ 15/7/62 جان به جان آفرين تسليم نمود.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد يوسف اصلاني شيران، سال 1342 در روستاي شيران اردبيل ديده بجهان گشود. تحصيلاتش را تا حد ديپلم ادامه داد و داوطلبانه به خدمت مقدس سربازي اعزام شد وي از اول، روحيه شهادت داشت و آرزوي پيروزي و شهادت در راه اسلام را مي کرد. شهيد عاقبت پس از نبرد طولاني در جبهه سومار تاريخ 21/7/62 به درجه رفيع شهادت نائل آمد.

نام :منوچهر
نام خانوادگي:رسولي معجز
محل تولد: اردبيل
محل شهادت: مريوان
تاريخ شهادت:28/7/62
(قسمتي از وصيت نامه شهيد)
خط امام همان خطي است که حسين (ع) با 72 تن از يارانش در اين راه با جان خود معامله کردند و اين خط، خط حسين(ع) و اسلام مي باشد و ما بايد خدا را شکرگزار باشيم که اين نعمت بزرگ را بما عطا کرده است.
حرکت ما در اين طريق تنها پياده کردن اسلام در اقصي نقاط جهان است و اين وظيفه ايست که از طرف خدا به دوش ما گذاشته شده است.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
شهادت در مکتب خونين اسلام،آزاد شدن از اسارت ماده ورفتن به عالمي جاودانه وروحاني است.شهادت سعادتي است عظمي که نصيب بندگان خاص پروردگار مي گردد.دري از درهاي بهشت است که هر کس از آن وارد شود به رحمت ابدي پروردگار مي رسد.هر فرد ايراني هميشه در دل آرزوي شهادت دارد.و اين نتيجه پرورش در همان مکتبي است که ابر قدرتها در مقابل آن محکوم به شکست و نابودي هستند.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد حميد محمد كريمي،سال 1340 در شهر اردبيل ديده به جهان گشود.در دوران كودكي پدر خويش را از دست داد.دوران دبيرستان را با موفقيت طي نمود وبا اينكه از خدمت سربازي معاف شده بود تا ب وتوان ماندن را نياورد ودر عمليات والفجر 4 در منطقه بانه- مريوان تاريخ 28/7/62 در حالي شهد شهادت را نوشيد كه يگانه فرزند ونان آور خانه وچشم اميد مادرش بود.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيدفضايل،سال 1338 در شهرستان اردبيل ،پا به عرصه گيتي نهاد.وي بصورت شبانه روزي بتحصيل مشغول ودوران انقلاب در تظاهرات خياباني شركت مي جست وبعد از پيروزي انقلاب همواره در صحنه بود.او با شروع کار جنگ تحميلي4 بار به جبهه نبرد حق عليه باطل عازم شد و در پنجوين بالا به فيض شهادت نائل آمد وبه لقاءا... پيوست.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد محي الدين فتحعليزاده ،سال 1344 در اردبيل ديده به جهان گشود. تا كلاس اول نظري ادامه داد .وي ايمان واقعي بخدا داشته ،نمازگزار وروزه داري پاكدامن بوده واز همه مهمتر مهر ومحبتش در حد شاياني بود ،با همه مدارا وبا اخلاق اسلامي رفتار مي نمود.دوران انقلاب فعال بود.زمان جنگ تحميلي به جبهه ها شتافت وتاريخ 28/7/62 در جبهه بانه – مريوان به لقاءا... پيوست.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
بارالها يزيديان زمان به دين مقدس محمد آل محمد (ص) هجوم آورده اند وهر روز به جنايات بي شرمانه خود مي افزايند. غافل از اينكه فرزندان اسلامي،درس شهادت وشهامت رااز سرور آزادگان كه با فريادش سكوت تاريخ را در هم شكست،آموخته اند.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
مابايد از معلممان سيدالشهداء حسين بن علي (ع)، درس بزرگي گرفته باشيم و آنرا تنها فرا راهمان قرار دهيم که شهادت لياقت مي خواهد. از خداوند متعال خواهانم که به اين بنده حقير لياقت شهيد شدن در راهش را نصيب فرمايد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد سادات بزگوشي، سال 1315 در مغان ديده به جهان هستي گشود. هميشه پايبند به اسلام بود و در انقلاب فعاليت بسزائي داشت. وي طي دوران جنگ تحميلي خود را به جبهه ها رسانده و با روحيه اي قوي مشغول مبارزه با دشمنان اسلام گرديد. پس از مدتي نبرد سرانجام تاريخ 28/7/62 در منطقه بانه- مريوان، بدرجه رفيع شهادت نائل آمد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد محمود خوش لحني، سال 1342 دراردبيل پا به عرصه گيتي نهاد. در زمان انقلاب فعاليت چشمگيري داشت و چند بار هم توسط پليس دستگير شد. بالاخره پس از پيروزي انقلاب تحصيلات خود را در سطح ديپلم تمام و عضو سپاه گرديد و در ضمن خدمت از خود فعاليت چشمگيري نشان داد و چندين ماه در درگيري کردستان شرکت داشت. تا سرانجام در عمليات والفجر4 به لقاءالله پيوست.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
پيروزي رزمندگان در جبهه ها نوعي اعجاز است و اين اعجاز بخاطر دلهاي آنهاست که از طمع خالي شده و آزاد گشته است خدايا به عزت و جلالت، بر علّو درجات شهيدان بيفزا.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
عزيزان، دنيا محل آزمايش انسانهاست و هر کسي باين مرحله کشيده مي شود. اي خداي مهربان تراقسم مي دهم به مقرّبين درگاهت، مرا در اين آزمايش پيروز گردان، و نفس امّاره ام را نابود. تا به درون ( فطرت اصيل ) خويش راه يابم.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
بنام او كه زندگيم در جهت اوست،بنام او كه زنده به او واز اويم، بنام او كه شديم در جهت اوست. بودنم از اوست ورفتنم به اوست، مقصود و مرادم اوست. احساس مي كنم اما بيانش نتوانم كرد. از حق ومبارزه با كفر بدين راه آمدم نه به خاطر ريا وتكبر وخود نمايي وبراي مبارزه با نفس وكامل كردن ايمان خود اين راه را انتخاب كردم. پس پروردگارا خود مرا بيامرز واز سر گناهانم در گذر.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد رمضان كراري سال 1345 پا به عرصه گيتي نهاد وتا كلاس اول راهنمائي تحصيل نمود وبخاطر علاقه اي كه نسبت به اسلام داشت عازم جبهه شد. ودر دومين مرحله عمليات والفجر بدرجه رفيع شهادت نائل گرديد.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
براي احياي دينم و تداوم انقلابم و امنيت ميهنم پاي در چکمه مي کنم. و خدا را به ياري مي طلبم. و از او مي خواهم که هدايتم کند به آنسويي که خود صلاح مي داند: هدفم خدا،مکتبم اسلام ، و مرادم روح الله است.هر قدمي که بر مي دارم و هر گلوله اي که شليک مي کنم و قلب دشمن را هدفم مي سازم بياد خدا هستم. از شما مي خواهم که در همه لحظه هاي زندگي درس قرآن و دستورات اسلام و زندگي ائمه اطهار و شهدا را الگو و سرمشق زندگي خود قرار دهيد.
يک لحظه امام را تنها مگذاريد، تقوي را پيشه سازيد، و فرزندان خود را مسلّح به ايمان و تقوي و ادامه دهندگان راه شهيدان و در خط امام تربيت کنيد.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
مادر عزيز و خانواده گراميم،تقاضا دارم براي شهادت من ناراحت نباشيد، زيرا اين افتخار نتيجه نان حلالي است که با رنج و زحمت به ما داده ايد و بايد شکر گذار باشيد که در صف خانواده شهدا پشت سر امام حسين (ع) قرار گرفتيد. بايد افتخار کنيد و از خدا بخواهيد که اين اسمعيل شما را بخاطر ائمه اطهار(ع) قبول کند.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد مراد علي تن پرور،سال 1346 در شهرستان سراب ديده به جهان گشود.شهيد تا كلاس چهارم ابتدائي ادامه تحصيل داد سپس به كارگري در يك آجر پزي مشغول شد. از آنجائيكه شهادت در فطرت آدمي بخصوص مسلمانان وپيروان خط سرخ حسين نهفته است طاقت نياورد واز طريق بسيج اردبيل عازم جبهه گرديد وسرانجام ،سال 1362 در عمليات والفجر 4 به شرف شهادت نائل آمد.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
هر وقت خواستيد گريه كنيد براي حسين بن علي ،بزرگ پرچمدار خونين اسلام بگرييد،كه با خون خود وفرزندان وانصارش بقاي اسلام را تضمين نمود. از خداوند بخواهيد قرباني شما را هم كه در راهش داديد قبول فرمايد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد ايرج وحداني،سال 1346 در يك خانواده مذهبي وكارگر شهر اردبيل پا به عرصه گيتي نهاد. او فردي خوش اخلاق وخوش برخورد ومسائل را بخوبي درك مي كرد . در رژيم منفور گذشته در تظاهرات وراهپيمائيها شركت فعالانه داشت وپس از پيروزي انقلاب اسلامي،عضو پايگاه شهيد بهشتي شد. شهيد تا كلاس اول نظري تحصيل كرد. ولي با احساس وظيفه شرعي جهت لبيك گفت ودرس نيمه تمام گذاشته همراه ديگر برادران اعزامي،عازم جبهه حق عليه باطل شد.وي حين انجام ماموريت ،طي يك سانحه در شهر همدان ،جان به جان آفرين تسليم نمود وبه لقاء الله پيوست.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد نظامعلي توبه شکن، سال 1343 در روستاي ايولق چشم به جهان هستي گشود و تا سال پنجم ابتدائي به تحصيل پرداخت. با شروع کار انقلاب اسلامي روستاي ايولق براي پيشبرد اهداف اسلام نقش بسزائي داشت. او که قلبش براي ياري اسلام مي تپيد با ابتدا جنگ تحميلي، به جبهه حق باطل شتافت و تاريخ 2/8/62 بدرجه رفيع شهادت نائل آمد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد نادر ذكي زاده،سال 1338 در يك خانواده مذهبي ومتدين شهرستان اردبيل بدنيا آمد.دوران كودكي علاقه خاصي به اسلام داشت. از آغاز انقلاب،طوفاني دروني در او ايجاد، چنان كه جز شهادت هيچ چيز نمي توانست طوفان درونيش را آرام سازد.براستي بهشت برازنده شهيدان است. وي تاريخ 5/8/62 در جبهه بانه بدرجه رفيع شهادت نائل آمد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد ناصر فولادي، يکي از روزهاي سرد پائيزي سال 1343 در شهرستان اردبيل ديده به جهان گشود. اوان نوجواني، پدرش را از دست داد و مسئوليت خانواده به عهده او گذارده شد شهيد با آنهمه مشکلات خانوادگي، تا کلاس سوم نظري به تحصيل پرداخته سپس شغل شريف پاسداري را پيشه ساخته است از آن پس از طريق سپاه عازم جبهه گرديده و در عمليات والفجر 4 در منطقه بانه- مريوان تاريخ 5/8/62 دعوت حق را با آغوش باز پذيرفته و بديدار خدا شتافت.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
عمر کوتاه است بالاخره انسان روزي از دنيا ميرود.چه بهتر که مرگ و شهادتش در راه الله باشد. پروردگارا به من توانائي ده که بتوانم آرمانهاي حکومت اسلامي را در حد توان و وظيفه خود در ارتش اسلام به انجام رسانم.

نام:شعبان
نام خانوادگي: جلالي
محل تولد: مشکين شهر
محل شهادت:بانه
تاريخ شهادت:5/8/62

قسمتي از زندگينامه شهيد
پاسدار شهيد شعبان جلالي، سال 1341 در روستاي انار مشکين شهر، چشم بجهان گشود. وي در يک خانواده کارگر و بي بضاعت رشد يافت.در کودکي بعلت تنگدستي بجهت کارگري در معيشت والدين به اردبيل مهاجرت نمود.و به همراه برادر بزرگش شهيد رجب جلالي در يک کارگاه بافندگي مشغول کار گرديد.و درعين حال از تحصيل غافل نشد ولي از آنجائي که در خانواده اي بسيار مذهبي بزرگ شده بود پس از وقوع جنگ تحميلي، به جبهه شتافت.در عمليات والفجر2 از ناحيه ريه، مجروح و قبل از بهبودي دقیق، دگربار عازم جبهه شد و در عمليات والفجر 4 به لقاء الله پيوست.

نام:رجب
نام خانوادگي:رحيم زاده
محل تولد:نمين
محل شهادت: اطراف سر پل ذهاب
تاريخ شهادت:7/8/62

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد رجب رحيم زاده ،سال 1342 در يك خانواده فقير ومستضعف در روستاي لگو ، از توابع نمين،چشم به جهان گشود. تا سوم راهنمائي تحصيل نمود وبعلت عدم امكانات مالي از تحصيل محروم و جوشكاري را پيشه ساخت. پس از رسيدن به سن سربازي عازم جبهه حق عليه باطل شد وتاريخ 7/8/62 در جبهه سر پل ذهاب در اثر تصادف به شهادت رسيد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد پناه فرج نژاد،سال 1344 در نوشنق نمين، ديده به جهان گشود از 6 سالگي به تحصيل مشغول شد. تا كلاس اول نظري درس خوانده ودر پايگاه روستاي نوشنق فعاليت داشت. چون شهادت آرزوي نهائيش بود بكمك اسلام شتافت ودر جبهه هاي حق عليه باطل شركت نمود وبالاخره در عمليات والفجر4 شربت شهادت نوشيد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد قدرت قربان پور، سال 1335 در طائفه مغانلو چشم به جهان هستي گشود. قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در شهرستان اردبيل سكونت اختيار نمود. شهيد از آغاز انقلاب اسلامي در كليه راهپيمائيها ومجالس مذهبي شركت داشت در انجمن اسلامي وپايگاه ،فعاليت شبانه روزي داشت در جنگ تحميلي،شهيد خود را به جبهه رساند ودر عمليات والفجر 4 شركت وتاريخ 8/8/62 بدجه رفيع شهادت نائل آمد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد بدير، سال 1345 چشم به دنيا گشود.با آغاز انقلاب اسلامي نقش انساني- ايماني خويش را در جامعه اسلامي يافت. و آخر با حرکت دروني خويش هجرت نمود و با تقديم خونش نهضت اسلام را آبياري وبارور نمود.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
شيريني شهد شهادت را فقط مردان خدا مي چشند و بس. آنهايي که خود را از تمام علايق و دلبستگي هاي دنيوي رهانده و شکوفه هاي آزادي را با خون سرخ خويش آبياري مي کنند. آنهايي که فقط به خاطر الله تا جان در بدن دارند استقامت و پايداري کرده و شهادت را طوري مي خواهند، گويا تشنه اي هستند که در انتظار رسيدن به سر چشمه آب گوارايي هستند. آري آنان طالب شهادتند.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
اي ملت ايران شما امتي هستيد بپا خواسته،با معيارهاوارزشهاي اسلامي،كه با عزمي راسخ در برابر شياطين شرق و غرب ايستاده وبا مزدوران آنها ستيزيد.بايد هوشيارانه نقشه هاي شوم آنان را بر هم بريزيد وآنها را نابود سازيد.ما خدا داريم يقينا خدا ما را ياري خواهد كرد از شما مي خواهم كه امام امت،اين مرد الهي را تنها نگذاريد، و او را ياري كنيد،وخود را با معيارهاي اسلامي بسجيد و آشنا كنيد.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
اگر خداوند احسان فرمود ومن حقير به اي فيض الهي(شهادت در راه خدا)نايل شدم،شما نبايد ناراحت باشيد چرا كه شهادت آرزوي من است وبايد شكر كنيد كه پسرتان به آرزويش رسيد.
بدانيد كه مرگ به سراغ همه خواهد آمد،چه خوبست قبل از آنكه او ما را انتخاب كند ما مرگ را انتخاب كنيم.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
شرافتمند ترين مرگها شهادت در راه خداست وما هم كه سرباز اسلام هستيم بايد ازدين وميهن وانقلاب اسلامي خود دفاع نمائيم واگر خواست خدا باشد شهيد شويم.گوش بفرمان رهبر عزيزمان باشيد،وقدر اورا بدانيد،در غير اينصورت به عذاب الهي دچار خواهيد شد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد حسين جلالي،در روستاي مرني از توابع شهرستان اردبيل بدنيا آمده وتحصيلات خود را تا پايان دبيرستان ادامه داد وسپس عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شده ومدتي در آنجا مشغول خدمت بود تا اينكه چندي پيش از آغاز عمليات والفجر4 به جبهه ها رفته وسر انجام به يگانه آرزويش كه همانا جنگ با كفار وسپس شهادت در راه خدا دست يافت وتاريخ 13/8/62 در خاك عراق به درجه شهادت نائل گشت.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد بهروز جليل پور،تاريخ 1340 در شهر اردبيل،ديده به جهان گشود.تحصيلات خود را تا اخذ مدرك ديپلم ادامه داد. وبا امدن امام خميني به ايران عشق وعلاقه خاصي در وجودش پديدار گرديد.با ابتدا جنگ تحميلي به جبهه مهاجرت كرد ومبارزه در راه الله را به زندگي مادي ترجيح داده .پس از حماسه ونبردهاي افتخارآميز عاقبت تاريخ 13/8/62 در خاك عراق،بدرجه رفيع شهادت نائل امد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد داريوش قهرماني ، سال 1345 در يك خانواده فقير ومذهبي شهر اردبيل بدنيا آمد وي كوچكترين فرزند خانواده بود وتا كلاس پنجم ابتدائي تحصيل نموده است از همان كودكي ونوجواني كه همزمان با انقلاب اسلامي بوده علاقه وافري به اسلام وقرآن ومباني ان داشت لذا جهت شركت در حماسه هاي رزمندگان وحضور با آنان در يك سنگر به جبهه ها روانه گرديد ودر تاريخ 13/8/62 به لقاءا... پيوست.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
با ياد خدا دلها آرام مي گيرد وحب دنيا در دل انسان از بين مي رود. انسان هميشه مي خواهد كه جان خود را فداي معشوقي كند كه همه چيز در دست اوست وهمه چيز براي اوست.من تنها متعلق باو هستيم وراه ا... تنها راهي است كه مي تواند انسان را به سعادت حقيقي ومعنوي برساند.آري همه ما رفتني هستيم.آيا مردن در ننگ وذلت بهتر است يا شهادت در راه خدا با رنج وزحمت؟

نام:محمد
نام خانوادگي: عبدي
محل تولد:اردبيل
محل شهادت: خاك شهادت
تاريخ شهادت:13/8/62

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد محمد عبدي ،سال 1346 در يكي از محلات فقير نشين شهرستان اردبيل ديده به جهان گشود . او پس از آموختن سواد خواندن ونوشتن،براي امرار معاش به كارگيري پرداخت. وي يگانه فرزند خانواده بود از اين لحاظ با آن سن كم وناچيزش مسئوليت سختي را بعهده داشت. او خدمت به اسلام را از هر چيز بالاتر مي دانست بنابراين روانه جبهه شد وسرانجام در عمليات والفجر4 تاريخ 13/8/62 در منطقه پنجوين به لقاءالله پيوست.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد محمد علي شعاري،سال 1347 در روستاي بالا بگلو گرمي،بدنيا آمد تا كلاس پنجم تحصيل نمود وسپس به شغل صافكاري ماشين پرداخت ،اما طاقت ماندن ونظاره گري را نياورده وبا شوق زياد براي مقابله با صداميان كافر به ميادين كارزار توحيد عليه شرك،عزم گشت وسرانجام،تاريخ 13/8/62 در منطقه پنجوين در عمليات والفجر 4 به لقاء الله پيوست.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد اياز مرادي ،سال 1340 در شهر اردبيل چشم به جهان گشود. تا 12 سالگي به مدرسه رفت.
چون از خانواده اي مستضعف بود براي تامين معاش به پدرش كمك مي كرد. با شروع کار جنگ تحميلي داوطلبانه به جبهه حق عليه باطل شتافت وتاريخ 13/8/62 در عمليات والفجر4 به آرزوي ديرين خود شهادت نائل گرديد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
عزيز،سال 1342 پا به عرصه گيتي نهاد تا پنجم ابتدايي به تحصيل پرداخت ودر اثر فقر مادي از تحصيل محروم شد.عضو سپاه گرديد زيرا سپاه جوشيد از متن انقلاب واين خود آرامشي براي عزيز بود،عزيز در جبهه عمليات والفجر 4 بعد از دو سال مبارزه به درجه رفيع شهادت نائل گرديد.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
برادران حزب الهي،ادامه دهندگان را شهداء باشيد.و مانند ديوار محكمي در مقابل امپرياليسم صهيونيسم جهاني وهمچنين رژيم صهيونيستي بغداد ايستاده واصلاً لغزش بخود راه ندهيد. چنانكه امام علي (ع) مي فرمايد: اگر كوهها لغزش ويا از جا تكان داده شدند شما ياران اسلام اصلا لغزش به خود راه ندهيد.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
برادران وخواهران عزيز، اگر لحظه اي بين ما ونماز ودعا فاصله بيفتد آنروز شكست انقلاب اسلامي وپيروزي دشمنان اسلامي است. ما با نماز ودعا به اينجا آمده ايم. وضامن تداوم انقلاب اسلامي همين نمازها ودعاهاي ماست. در زمان حاضر همه جوانها ما موظفند كه به جبهه ها بيايند ومردم تفاهم بين همه اقشار را بايستي حفظ كنند. به فرمايش امام امت : تفاهم بين همه اقشار مردم تكليفي است الهي. پس متوجه باشيد ودست به اختلاف نزنيد كه تفرقه ونفاق باعث شكست اسلام خواهيد بود.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد نوروز خرمّي ، سال 1337 چشم به جهان هستي گشود. وي که سراسر عمر پربارش را با کارگري براي امرار معاش زندگي خويش و فرزندان گذراند در دوران انقلاب فردي پرکار و فعّال بود و براي پيشبرد اهداف اسلام نقش بسزائي داشت. شهيد در عمليات والفجر 4 شرکت و تاريخ 13/8/62 در منطقه پنجوين عراق بدرجه رفيع شهادت نائل آمد.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
من خودم را کبوتري رها شده که بسوي سعادت پرواز مي نمايد، حس مي کنم. واي بر آنروز که از خواب غفلت بيدار شويم و ببينيم که از قافله عقب مانده و ياراي رسيدن به آن را نداريم. از وفاداري به اسلام و دشمني با آمريکا و هر انسان مستبد و استعمارگر دريغ نورزيد.يار مظلومان و دشمن ظالم باشيد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد نقشعلي جليل زاده، سال 1344 در يک خانواده روستا نشين روستاي کلخوران فولادلو از توابع شهرستان اردبيل متولد و تا کلاس اول راهنمايي به تحصيل پرداخت اما متأسفانه بعلت فقر مالي ناچار شد از تحصيل صرفنظر کند و در سنگر مشکلات زندگي به والدين کمک کند. وي بدليل ايمان و علاقه اي که به اسلام و امام عزيز داشت به جبهه هاي حق عليه باطل شتافت و با دشمنان اسلام به مبارزه برخاست و سرانجام تاريخ 13/8/62 در خاک عراق، بدرجه رفيع شهادت نائل آمد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد حسن زندي، سال 1342 در شهر اردبيل ديده بجهان گشود و تا اخذ مدرک ديپلم درس خواند در اين اثنا، يکي از برادرانش بنام علي بدرجه شهادت نائل آمد و او براي رساندن پيام خون برادر و ديگر شهدا و خالي نماندن سنگر آنان به جبهه اعزام و سرانجام تاريخ 13/8/62 در خاک عراق در عمليات والفجر 4 به لقاء الله پيوست.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد ناهيد موسوي، بتاريخ 1342 در روستاي آقبلاق اردبيل، ديده بجهان گشود و تا سن 18 سالگي به شغل کشاورزي مشغول بوده در پيروزي انقلاب اسلامي نقش بسزائي داشته و با شروع کار جنگ تحميلي بنا به اظهار خانواده اش داوطلبانه به سربازي رفته و پس از مدتها مبارزه تاريخ 13/8/62 در جنوب کشور به لقاء الله پيوست.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
هر مسلماني در هر لحظه از زمان وظيفه اي دارد، بايد قبل از آنکه مرگش فرا برسد خودش را در ترازوي خويش بسنجد. فرزندان خود را در راه خدا به جنگ کفار بفرستند تا از اسلام و خون شهدا پاسداري کنند.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
با خداوند پيمان مي بندم که تا آخرين قطره خونم، سنگر اسلام را ترک نکنم و در تمام عاشوراها و کربلاها با تبار حسين (ع) همراه باشم و سنگر او را خالي نگذارم، تا هنگامي که همه احکام اسلام زير پرچم امام زمان (عج) به اجرا درآيد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد محسن سهرابي، در يک خانواده مذهبي ديده به جهان گشود. شهيد اوان کودکي خيلي مذهبي بود و بعلت علاقه وافري که به اسلام داشت به جبهه هاي حق عليه باطل اعزام و در جبهه شرهاني تاريخ 13/8/68 بدرجه رفيع شهادت نائل گرديد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد طالب دينداري، سال 1346 در اردبيل چشم به عرصه جهان گشود. اوان کودکي بسيار پاکدامن و خوش اخلاق و مؤدب بود.به امور مذهبي علاقه وافري داشت. احترام پدرو مادر را نگه مي داشت و بدون اجازه والدين دست به هيچ کاري نمي زد.شهيد به شغل قاليبافي اشتغال داشت و صادقانه در اين پيشه فعاليت مي نمود ، تا اينکه از طريق بسيج، روانه جبهه و سرانجام 13/8/1362 در منطقه پنجوين، به درجه رفيع شهادت نائل آمد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد سال 1345 در شهرستان اردبيل بدنيا آمد و تا کلاس پنجم ابتدائي تحصيل کرد. او هميشه در فکر جنگ و آرزو مي کرد بجبهه برود. با آنکه سنش از نظر اعزام کم بود بالاخره با سعي و تلاش فراوان به جبهه اعزام و بآرزوي خود که همانا لقاءالله و شهادت بود نائل آمد.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
اي لعنت بر آنانکه منافقانه در راه دفاع از آرمانهاي مقدس اسلامي از مسئوليت شانه خالي مي کنند و براي ارضاي نفس خويش بهانه ها و اشکالها را مي تراشند، تا بخيال خامشان در مقابل اين انقلاب اسلامي سدّي بسازند. ما اماممان را شناخته ايم و راهمان را پيدا کرده ايم و لحظه اي از اين راه که راه اسلام است از ياد خداوند متعال غافل نخواهيم ماند.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد، سال 1345 در روستاي شيخ احمد از توابع شهرستان اردبيل در خانواده اي مستضعف بدنيا آمد . اخلاق و هوش و ذکاوتش زبانزد همگان بود. بعد از انقلاب شکوهمند اسلامي ايران، بعلت فقر شديد از روستا عزيمت و در يکي از محله هاي فقير نشين اردبيل سکني گزيد. همزمان با تشکيل پايگاه محله با شوق و علاقه وافر و با آگاهي که ازنهضت اسلامي داشت مشغول فعاليت گرديد. در حسن اخلاق الگوئي بود براي همرزمانش.سرانجام در عمليات والفجر4 شرکت و با عشق به اوليا الله ، به درجه رفيع شهادت نائل گرديد.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
اي جوانان حزب الله، اسلام به خون شما نياز دارد. از دادن خون دريغ نورزيد و به جبهه ها بشتابيد و رزمندگان اسلام را ياري نمائيد. تا کربلا و قدس را فتح کنيد و اگر هم به شهادت رسيديد به فيض عظيمي نائل گرديده ايد و هيچ باکي نداشته باشيد که رهبر ما حسين (ع) است که شهادت را مرگ با عزت مي نامد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد شاپور برزگر، سال 1336 در شهرستان اردبيل ديده بجهان گشود. تحصيلات وي ديپلم. در شهر خود فعاليت بسزائي در بثمر رساندن انقلاب داشت. بطوريکه مربي آموزش در سپاه بسيج بود و چندين بار به جبهه هاي حق عليه باطل شتافت و حماسه ها آفريد. وي دوبار مجروح و يکي از بازوهايش قطع گرديد.آخرين بار با يک دست به جبهه اعزام، تا اينکه تاريخ 13/8/62 بآرزوي هميشگي خود نائل گرديد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد عزيز ژاله سا، سال 1335 در يک خانواده مستضعف شهرستان اردبيل متولد شد.او تنها پسر خانواده بود.شهيد دوران عمر پربارش را با کارگري جهت امرار معاش خانواده گذراند تا اينکه عشق شهادت، او را روانه جبهه ساخت و تاريخ 13/8/62 در منطقه پنجوين، پس از پيکاري سخت با قواي صدامي، شهد شهادت نوشيد و به لقاءالله پيوست.

شمه اي از وصيت نامه شهيد
خدايا مارا از کساني قرار بده که بتوانيم راه شهدا را ادامه دهيم،و به دين و قرآن تو عمل نمائيم، و آنرا زنده نگهداريم، شهادت در راه تو افتخار ماست، از تمام برادران و خواهران مي خواهم که حتي راه رفتن شما هم براي خدا باشد، نفاق دوروئي دروغ غيبت و حسادت را از خود دور کنيد و برادروار زندگي کنيد.

قسمتي از وصيتنامه شهيد
ودگر بار حماسه عاشوراي حسيني،در جبهه هاي نور عليه ظلمت تكرار مي شود ويزيديان بدانند كه حسين(ع) تنها نبوده وتنها نيست وخون حسين زنده است وگلها مي پروراند وتحويل جامعه اسلامي مي دهد وچه خوب است انسان جانش رادرپيروي از مكتب سرخ امامش نثار پروردگارش كند.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
خدايا تو خود شاهدي که بخاطر شهيد شدن و گريز از دنيا به جنگ کفّار نيامده ام، بلکه براي اداي وظيفه شرعي و دفاع از دين مقدس اسلام به جهاد آمده ام، بدانيد که اگر اين روحانيون و علما که در رأس آنها امام هستند نبودند اسلام به اين سادگي ها به دستمان نمي رسيد و شايد اسلام بطور کلي منزوي شده بود، پس قدر اين روحانيون را بدانيد و آنها را گرامي بداريد.

قسمتي از وصيتنامه شهيد
در روز جاری جبهه هاي حق عليه باطل بهترين ميدان آزمايش انسان است.آناني كه در راه خدا قدم برمي دارند جهادگران راه الله هستندوبدانيد كه گام برداشتن در راه الله . اطاعت از فرمان الهي در هر دو جهان خوشبختي مي اورد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد،سال 1344 در شهر اردبيل چشم به جهان هستي گشود. شهيد اوان كودكي فردي پرتلاش وبا ايمان بود. وي تحصيلات خود را تا پايان مدرك ديپلم ادامه داد.پس از مدتها مبارزه پي گير وخستگي ناپذير تاريخ 13/8/62 در خاك عراق،دعوت حق را لبيك گفته وبه محبوب خود پيوست.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
برادرام وخواهرانم اسلام به انسان اصالت وارزش ميدهدوزندگي و شرف مي بخشدوما بايدهمانند حسين(ع) كه علي اكبرش را در راه اسلام قرباني داد فرزندانمان را دهيم وبدانيد كه اين انقلاب همان انقلاب حسين بن علي(ع) است، از اين انقلاب پشتيباني نمائيد،انشاءالله رستگار خواهيدشد.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
پروردگارا از گناهانمان در گذر و ما را براه مستقيم که همانا صراط توست هدايت فرما. اگر در راهت کشته شدم مرا در زمره شهداي دينت قرار ده، و به لبيک گويان راه حسين مظلوم و ادامه دهندگان طريقش و به قرباني دهندگان در راه دين و قرآنت عزت. و شرف فرما.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
در اين برهه از زمان وظيفه ماست كه براي حفظ انقلاب واسلام و تداوم راه سرخ شهيدان بپا خيزيم واز شرف وحيثيت خويش دفاع كنيم،خدا هم به ما وعده پيروزي داده است.
ان تنصرواالله ينصركم ويثبت اقدامكم، خدا را ياري كنيد ودر راه خدا بجنگيد در نتيجه خدا را ياري مي كند.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد قابيل ابراهيمي،سال 1343 در شهرستان اردبيل تولد يافت. در زمان اوج گيري انقلاب اسلامي دوشادوش ساير مردم ستم كشيده در مبارزات عليه طاغوت شركت مي نمود . وپس از تشكيل انجمن اسلامي،ابتدا به فعاليت نمود، با شروع کار جنگ تحميلي جهت حفظ ونگهداري از آرمانهاي مقدس انقلاب اسلامي،داوطلبانه به جبهه هاي حق عليه باطل اعزام وتاريخ 13/8/62 عمليات والفجر4 بدرجه شهادت نائل گرديد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد نادر سليمانيان، سال 1346 در آبگلو، چشم بجهان گشود. وي ايام طفوليت پدرش را از دست داد وبار سنگين زندگي بر دوشش افتاد. علاقه خاصي به اسلام داشت و مي گفت: چه خوش است شهد شهادت را چشيدن ودر خون خود در راه خالق يكتا غلتيدن،بنابراين داوطلبانه عازم جبهه هاي حق عليه باطل شدوتاريخ 13/8/62 در خاك عراق به درجه شهادت نائل گرديد.

قسمتي زندگينامه شهيد
شهيد بهروز سعيدي،سال 1348 در شهر اردبيل،ديده به جهان گشود.تا كلاس اول نظري تحصيل كرد واز انجائيكه شهادت را سعادت زندگي ابدي مي دانست با آن سن كم ودر نوجواني ،عازم جبهه شد در حاليكه هنوز 13 بهار از عمرش نگذشته بود ، 14/8/62 در عمليات والفجر 4 به لقاءا... پيوست.

شمه اي از وصيت نامه شهيد
ما راهي را انتخاب کرده ايم که راه انبياست راهي است که انسان را بسوي نور سوق مي دهد، اگر من در اين راه مقدس شهيد شدم.مادرم خدايرا شکر کن که شهادت يک سعادت است، استقامت کنيد و صبر داشته باشيد.خداوند دوست مي دارد صابرين را، صفهاي نماز جمعه را هر چه با شکوهتر و منسجم تر کنيد و در نماز امام را دعا کنيد.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
يا ايها الذين آمنو هل ادلّکم علي تجارة تنجيکم من عذاب اليم.تؤمنون بالله و رسوله و تجاهدون في سبيل الله....
مااز حسين(ع) و جدّ بزرگوارش رسول اکرم (ص) طريق زندگي آموخته ايم و هنر خوب مردان را در مکتب حسين فرا گرفتيم. مي رويم و غرق در خون، تا خونمان مدرک عشقمان باشد، و هر کس اگر روح زنده دارد بايد انتخاب کند، يا با پيکر خونين به لقاء يار شتافتن((شهادت)) و يا زنجير تسليم و بندگي و ذلت را، چه آنها که نمي توانند شهادت را انتخاب کنند مرگ سياه، آنان را انتخاب خواهد کرد.

(قسمتي از زندگينامه شهيد)
شهيد جعفر کاظمي،سال 1343 در يک خانواده مستضعف و فقير امّا مؤمن، چشم به جهان گشود. دوره خواندن و نوشتن را در روستا گذراند و بدليل عدم کفاف هزينه زندگي ناچار تحصيل را رها کرده به شغل کارگري در شهر پرداخت. وي چهاربار عازم جبهه شد که چهارمين آن مصادف با عمليات والفجر 4 بود و سرانجام تاريخ 15/8/1362 در منطقه پنجوين عراق، بخون خويش غلتيد و به لقاء اللّه پيوست.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد به سال 1332 در شهرستان اردبيل در يک خانواده مذهبي و مستضعف ديده به جهان گشود بعد از پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي ايران و با آغاز جنگ تحميلي رژيم بعثي صهيونيستي عراق، همراه با ديگر برادران هوانيروز در حمل مجروحين جنگي و فيلمبرداري از تشعيع جنازه ها و انتقال نيرو به جبهه ها سخت فعال بود و سرانجام با حفظ فداکاري و ايمان به خدا در يک مأموريت هوائي به لقاءالله پيوست.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
هميشه فرياد مي زنيد كه : اي حسين(ع) اگر ما بوديم ترا تنها نمي گذاشتيم. پس كجائيد اي كساني كه اين مطلب را مي گفتيد. اكنون همان زمان است پس چرا نمي آئيد؟ در روز جاری دشمنان اسلام با ما در جنگ هستند. هيچوقت يادتان نرود كه آمريكا دشمن ماست وبايد با اين دشمن هرچه قدر كه توان داريم بجنگيم وهيچوقت سنگر مساجد را خالي نكنيد كه منافقان از مساجد مي ترسند.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد اسرافيل نصراللهي، سال 1315 در شهر اردبيل ديده بجهان گشود. از کودکي بسيار مؤمن و دوران انقلاب، فعاليت چشمگيري داشت. دائم در تلاش بود و با منافقين به پيکار برمي خاست. او همواره مي گفت: اي کاش خدا توفيق دهد که ما هم به جبهه اعزام شويم. بالاخره آرزويش عملي شد و به جبهه اعزام شد و در راه خدا بشرف شهادت نائل گشت.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد، سال 1315 چشم به گيتي گشود.بعلت محروميت مادي تا کلاس دوم نظام قديم تحصيل کرد و سپس به شغل کارگري پرداخت.وي بعلت علاقه سرشارش به اسلام و انقلاب اسلامي بسوي جبهه حق عليه باطل عزيمت کرد و در اثر سانحه تصادف خودرو در بين راه تاريخ 20/8/62 به آرزوي ديرينه خود شهادت رسيد.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
سروران عزيز، هرگز حب دنيا به قلبهاي خود راه ندهيد که دنيا محل امتحان است و ما بايد از اين امتحان سربلند و موفق بيرون بيائيم.
مناجات شهيد در باره ورزشکاران:
بارالها خودت به ورزشکاران ما نيروي ايمان عطا کن که به واسطه آن بر اين سلطه گران شرق و غرب چيره گشته و دلهاي ورزشکاران ما را همواره بيدار نگه دار و يک لحظه آنها را به حال خود نگذار.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد عوض ستاري اقدام ،تاريخ 1334 پا بعرصه گيتي نهاد. با شروع کار انقلاب فعاليت خود را در راه انقلاب اسلامي بحدي رسانده بود كه كمتر به خانه مي آمد .تا كلاس سوم متوسطه تحصيل نمود.وبعد از طريق بسيج عازم جبهه هاي حق عليه باطل گشته ودر منطقه سومار به لقاءا... پيوست.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد قربان نوشه،سال 1345 در روستاي پوتولغان ،ديده به جهان گشود. تحصيلاتش را تا دوم راهنمائي ادامه داد. دوران انقلاب را سراسر در فعاليت ومبارزه گذراند با منافقان هميشه در نبرد .ستيز بود مي خواست با اخلاق ورفتار خوش مردم را بسوي اسلام دعوت كند. شهيد با آغاز جنگ تحميلي به جبهه ها شتافت وپس از مبارزه خستگي ناپذير در جبهه سر دشت تاريخ 26 8/ 62 به لقاء الله پيوست.

قسمتي اززندگينامه شهيد
شهيد نادعلي خسروي،تاريخ 12/11/43 ديده به جهان گشود.وي تا كلاس يازدهم تحصيل نموده تاريخ 28/8/62 بدرجه شهادت نائل آمد وبه آرزويش كه همانا پيوستن به لقاي يار بود رسيد تا با قطرات خونش ،همچون ياران حسين (ع) نهال اسلام را آبياري كرده باشد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد رضاقلي با هنر،سال 1348 چشم به جهان گشود. خانواده اش از نظر مالي بسيار فقير بود. به همين علت نتوانست بيش از اول راهنمائي درس بخواند .دوران انقلاب با انقلاب براي پيشبرد اهداف اسلامي در پايگاه مقاومت محله، مشغول خدمت بود ويكمرتبه عازم جبهه شد وبرگشت وبراي بار دوم هم داوطلبانه به جبهه ها شتافت و تاريخ فوق بدرجه شهادت نائل آمد.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
جوانان غيور ايران، امروز اسلام نياز به نيرو دارد.تا آنجا که ممکن است آموزش نظامي ديده و به جبهه حق عليه باطل اعزام شويد.تا نگذاريم بيگانگان بر حيثيت و ناموس کشور اسلام تجاوز کند و هميشه در نماز ها و دعاهايتان، امام و رزمندگان اسلام را دعا کنيد.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
هدفم از اعزام به جبهه جنگ، فقط برانداختن کفر و ستمي است که بر مردم مسلمان اين مرز و بوم وارد مي شود. مکتبي را که من پذيرفته ام مسئوليتي سنگين بر دوشم گذاشته است و بايد دين خود را تا آنجا که مي توانم نسبت به مکتبم ادا نمايم.از شما مي خواهم که در هر کاري نيت پاک و خالص داشته باشيد، در برابر هيچکس تسليم نشويد بجز خداوند متعال،رحمان و بخشنده و هميشه بياد او باشيد.

قسمتي از وصيت نامه شهيد
برادرانم براي دفاع از اسلام قيام كنيد وانقلاب اسلامي ايران را به تمام جهان صادر ومستضعفان جهان را زير سلطه مستكبرين نجات دهيد. خداوند پيروزي را هر چه زودتر به ملت مستضعف ومسلمان ايران هديه فرمايد وما را جزء هزاران شهيد گلگون كفن قرار دهد

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد محمد ستاري ،تاريخ 1342 در روستاي احمد از توابع روستاي ثمرين ديده به جهان گشود . پس از دوران طفوليت ونوجواني ، بدليل عدم امكانات تحصيلي در روستا،شغل نجاري را پيشه خود نمود.بدليل ايمان وعشق وعلاقه اي كه به اسلام وامام عزيز داشت بخدمت مقدس سربازي احضار وتاريخ 11/10/62 در بوكان كردستان در جنگ با مزدوران صدامي ، بدرجه شهادت نائل آمد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد حسين عبادزاده،سال 1340 در شهرستان اردبيل متولد شد تا سوم راهنمائي درس خواند ولي از آنجائيكه از نظر مالي بسير فقير بود.نتوانست ادامه تحصيل دهد. ناچار درس را رها نمود وشغل شيريني پزي را انتخاب نمود. خدمت سربازي را با مبارزه با كافران بعثي ادامه داد وتاريخ 14/10/62 در گيلانغرب به شهادت رسيد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد احمد تاري زاده، در شهر اردبيل بدنيا آمد.ودر خانواده اي مستضعف وفقير اما با ايمان زندگي كرد. او با دستمزديكه از كارگري بدست مي آورد، به امرار معاش مي پرداخت. شهيد سه بار در جبهه هاي پيكار توحيد عليه كفر شركت نمود وسرانجام سومين بار تاريخ 20/10/62 در منطقه فكه،شهد شهادت را عاشقانه چشيده وبه لقاء الله پيوست.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد غضنفر نيک خو، سال 1320 در شهرستان اردبيل تولد يافت. وي در 6 سالگي، به تحصيل مشغول و تا کلاس ششم ادامه داد.پس از آن باستخدام ارتش درآمد و سپس بدرجه استوار يکمي مفتخر گرديد. او در تظاهرات و شکوفائي انقلاب اسلامي شرکت بسزايي داشت.پس از آغاز جنگ تحميلي، جهت مبارزه با بعثيان کافر، عازم جبهه هاي حق عليه باطل شد و تاريخ 7/11/62 در جبهه کردستان شربت شهادت نوشيد.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد رضا روحي، تاريخ 17/11/62 در منطقه عملياتي گيلانغرب به هنگام شناسايي از مناطق دشمن با مزدوران بعثي درگير شد و در اثر اصابت گلوله دشمن زبون،شربت شهادت نوشيد و به لقاءالله پيوست.

قسمتي از زندگينامه شهيد
شهيد، سال 1341 در شهر اردبيل چشم به جهان گشود و موفق شد تحصيلات دبيرستان دبيرستاني خود را به پايان برساند.شهيد که عضو انجمن اسلامي محله امام خميني اردبيل بود.فعاليت چشمگيري در راه بثمر رساندن اهداف انقلاب اسلامي داشت.او براي مبارزه عليه کفار با گذراندن دوره امدادگري، به جبهه شتافت و پس از ماهها مبارزه سرانجام در عمليات محرم در منطقه شرهاني به درجه رفيع شهادت نائل آمد



سوالات متداول

آخرین اطلاعات درباره شهادت چیست؟

جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به شهادت در این گزارش ارائه شده است.

مهم‌ترین نکات درباره قسمتي چیست؟

جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره قسمتي در متن مقاله بررسی شده است.

چرا شهدای سال 62 استان اردبیل اهمیت دارد؟

این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.

برچسب: نویسنده: آرین جلالی تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 14:05

صفحه بندی